سيستم توليد معروف تويوتا همراه با خودروهاي باشكوه، مديراني بزرگ نيز تربيت مي‌كند. در اين مقاله بخوانيد چگونه مي‌توان دي.اِن.اِي تويوتا را تقليد كرد.
تويوتا يكي از پرحكايت‌ترين شركت‌هاي جهان است كه توجه روزنامه‌نگاران، محققان و مديراني را جلب مي‌كند كه در جست‌وجوي بهينه‌ كاوي سيستم توليد معروف آن هستند. دليل روشن است: تويوتا از نظر كيفيت، اطمينان، بهره‌وري، كاهش هزينه، رشد سهم فروش و بازار و جمع‌آوري سرمايه بازار، همواره از رقبا پيش بوده است. تويوتا نه فقط از نظر فروش، بلكه از نظر ميزان توليد نيز از اواخر سال گذشته به دايملركرايسلر (سومين شركت عظيم خودروسازي در امريكاي‌شمالي) نزديك شد. برحسب سهم بازار جهاني، اخيراً نيز از فورد (دومين شركت بزرگ خودروسازي) سبقت گرفته است. درآمد خالص و جمع سرمايه بازار آن تا پايان سال ۲۰۰۳ بيش از تمام رقبا بوده است. اما اين موفقيت‌هاي بزرگ پرسشي را برمي‌انگيزد: اگر تويوتا چنين گسترده بررسي و تقليد شده است، چرا فقط چند شركت توانسته‌اند از نظر عمل‌كرد همتاي آن شوند؟در مقاله سال ۱۹۹۹ خود در هاروارد بيزنس ريويو، با عنوان «كشف‌رمز دي.اِن.اِي سيستم توليد تويوتا » من و كِنت باون استدلال كرديم بخشي از مشكل آن است كه بيش‌تر غريبه‌ها بر ابزارها و تاكتيك‌هاي تويوتا (سيستم‌هاي كانبان ، پيوندها، سلول‌هاي توليدي و غيره) متمركز شده‌اند، نه بر مجموعه بنيادين اصول عملياتي آن. ما در مقاله خود در مجموع چهار اصل يا رويه را مشخص كرديم كه روي‌هم باعث اطمينان از همبستگي امور جاري با يادگيري چگونه بهتر انجام‌دادن كارها مي‌شود. اين اصول منجر به بهبود مستمر قابليت اطمينان، انعطاف‌پذيري، ايمني و كارايي و به‌تبع آن، سهم بازار و سودآوري مي‌شود.

كشف‌رمز دي.اِن.اِي تويوتا به اين معنا نيست كه مي‌توان آن را تقليد كرد. بنابراين، چگونه يك شركت مي‌تواند دقيقاً اين سيستم را كپي‌برداري كند؟ در صفحات بعدي سعي مي‌كنم به اين سوال با توضيح‌دادن نحوه ورود يك جوان بااستعداد (كه براي تصدي پستي رده‌بالا در يكي از كارخانه‌هاي تويوتا در امريكا استخدام شده بود) به سيستم توليد تويوتا پاسخ دهم. با توجه به موفقيت‌هاي قبلي او، آموزشي كه به او داده شد نمي‌توانست با انتظاراتش منطبق باشد. وي چندين مدرك تحصيلي عالي از بهترين دانشگاه‌ها در دست داشت و پيش از آن نيز مدير چند كارخانه يكي از رقباي تويوتا در امريكاي شمالي بود. اما به جاي اين‌كه يك دوره كوتاه آشنايي را كه معمولاً در انتظار يك مدير تازه‌وارد است با سرعت طي كند، وي با تحمل مرارت و در مدتي طولاني‌تر و به صورت عملي با سيستم آشنا شد و اين شيوه آموزشي است كه تويوتا براي هر كارمند جديد بدون توجه به سطح يا وظيفه او در نظر مي‌گيرد. اين دوره آموزشي قبل از اين‌كه او مديريت كارخانه‌اي را كه قرار بود به‌عهده گيرد، بيش از سه ماه طول كشيد. بقیه رو اینجا بخونین


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

جایزه ملی کیفیت ژاپن به پاس قدر دانی از زحمات پرفسور دمینگ به نام دمینگ نام گذاری شده است.
اعطای جوایز دمینگ در ابتدا به پشتوانه کمکهای مالی پروفسور دمینگ آغاز گردید. دمینگ مبلغ حاصل از اولین سخنرانیهای خود در ژاپن در رابطه با کنترل کیفیت و فروش متن سخنرانیها و ترجمه کتاب خود را به این امر اختصاص داد. در حال حاضر هزینه های جایزه دمینگ توسط اتحادیه دانشمندان و مهندسین ژاپن تامین میگردد.
درست مثل جایزه ملی کیفیت ایران که وقتی اسم شرکت ما در اولین دوره برگزاری این جایزه جزو ۲۵ شرکت کاندید دریافت این جایزه معرفی گردید بعلت مبلغ سنگینی که برگزار کنندگان از ما مطالبه میکردند (مبلغ ۷ میلیون تومان) از خیر آن گذشتیم چون تصور کردیم که با این کار این ما هستیم که به آنها جایزه میدهیم.شرح ماجرا را در وبلاگ تجربیات رادان تحریر در پیاده سازی مدل تعالی سازمانی میتوانید بخوانید
به هر حال جوایز دمینگ به سه دسته تقسیم میشوند: جایزه دمینگ که به اشخاص اعطا میگردد ، جایزه کاربرد دمینگ که به شرکتها اعطا میگردد و جایزه کارخانه دمینگ.جایزه کنترل کیفیت ژاپن که در سال ۱۹۷۰ به عنوان بالاترین جایزه افزوده شد تنها به شرکتهایی اعطا میگردد که حداقل پنج سال پس از اینکه جایزه دمینگ را دریافت نمودند سطح کنترل کیفی بالایی را حفظ نمایند.
چک لیست بررسی جایزه دمینگ نشانگر دامنه فعالیتهایی است که در ژاپن تحت عنوان کنترل کیفی جامع TQC -Total Quality Control انجام میگیرد و بیانگر این امر است که ارزیابی کنترل کیفیت در ژاپن در حال حاضر در حکم ارزیابی کلیه سیستم مدیریت میباشد. این چک لیست شامل موارد زیر است که به طور خلاصه به آن اشاره میکنم:

سیاست سازمانی
سازمان برای کنترل کیفیت چه سیاستی را در سازمان دنبال میکند؟ چه اهداف و چه اقداماتی برای برنامه ریزی ، طراحی ، تولید و فروش و تضمین خدمات و محصولات مرغوب بکار گرفته میشود؟

تشکیلات و مدیریت
چه نوع تشکیلاتی برای اجرا و اداره کنترل کیفیت آماری مورد استفاده قرار میگیرد؟

آموزش و توسعه
چه نوع برنامه های آموزشی از قبیل سمینارهایی در رابطه با کنترل کیفیت آماری به طور روزمره در داخل یا خارج شرکت انجام میگیرد؟ موثر واقع شدن این برنامه ها چگونه ثابت میشوند؟

اجرا
چه نوع فعالیتهایی برای تضمین کنترل کیفیت جامعه در حوزه هایی چون تحقیق و توسعه ، طراحی ، خرید ، تولید ، بازرسی و فروش اجرا میگرد؟

تاثیر
اعمال کنترل کیفیت جامع چه تاثیری بر روی کیفیت کالا داشته است؟ چه تاثیری بر روی خدمات ، هزینه ، سود ، ایمنی و محیط داشته است؟

برای آینده
آیا شرکت نقاط ضعف و قوت فعلی خود را میشناسد؟ آیا برنامه هایی برای پیشرفت کنترل کیفیت جامع دارد؟ (به نوعی در این قسمت وارد مبحث مدیریت کیفیت جامع TQM میشود و مدیریت کیفیت را از طریق عناصری که در این قسمت چک لیست قرار دارند مورد سنجش و ارزیابی قرار میدهد)

انستیتو ادوارد دمینگ The W. Edwards Deming Institute فعالیتهایی در جهت ترویج یافته های پرفسور دمینگ و تجربیات شرکتهایی که از یافته های او استفاده نموده و انها را تکامل داده اند را از طریق برگزاری سمینارها و چاپ و نشر تجارب دیگران انجام میدهد. این انستیتو در واشنگتن قرار دارد. به http://www.deming.org/ مراجعه فرمایید.جایزه دمینگ ارتباط مستقیم با این انستیتو ندارد و جایزه دمینگ نام جایزه ملی کیفیت ژاپن است و صد البته از لحاظ علمی هر آنچه با دانش پرفسور دمینگ ارتباط داشته باشد با این انستیتو در ارتباط است

از سال ۱۹۸۴ امکان دریافت جایزه دمینگ برای تمام سازمانها و شرکتها در سراسر جهان میسر شد. بدین ترتیب این جایزه تنها جایزه بین المللی و بدون مرز است که در سطح جهان وجود دارد. اولین شرکت غیر ژاپنی که این جایزه به او تعلق گرفت شرکت برق و روشنایی ففلوریدا از آمریکا در سال ۱۹۸۹ بود. در سه سال اخیر در بین کشورهای جهان غیر از ژاپن کشوری که از نظر تعداد بیشترین رشد را در احراز جایزه دمینگ داشته کشور هند میباشد.

برای دریافت اطلاعات بیشتر از جمله شرایط تعلق جایزه کیفیت دمینگ به وب سات اتحادیه مهندسان و دانشمندان ژاپن JUSE به آدرس www.juse.or.jp مراجعه فرمایید.


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

این یادداشت در اصل یک میانبر است. قرار نبود در این یادداشت مستقیما وارد کایزن شوم ولی اشاره کوچکی به کایزن میکنم و سپس به ادامه ماجرای کیفیت ژاپنی میپردازم. کلا چیزی که از مطالعه روشهای مدیریتی ژاپنی ها نصیبم شده این است که واقعا خیلی ساده به مسائل نگاه میکنند و میتوانند به راحتی عمق مسئله را ریشه یابی کنند. اکثر ما به قدری مسائل را پیچیده میکنیم که واقعا خود مسئله را گم میکنیم.نگاه ساده ولی عمیق به مسئله میتواند کلید حل بسیاری از مشکلات جاری باشد.
معنی اصلی واژه کایزن ساده و گویاست: کایزن یعنی بهبود مستمر. بهبود مستمری که تمامی افراد یعنی مدیران ، کارکنان و کارگران را در بر میگیرد. فلسفه کایزن بر این اصل استوار است که شیوه زندگی انسان شامل زندگی شغلی ، زندگی اجتماعی ،و زندگی خانوادگی باید پیوسته و مداوما بهبود یابد. فرهنگ کایزن و تعامل آن در بین لایه ها و سازمانهای مختلف اجتماعی در ژاپن باعث شده است تا کارخانه به دانشگاه تبدیل شود و دانشگاه به کارخانه ، کارگر از مدیر بیاموزد و مدیر از ایده های کارگر بهره مند گردد ، پژوهشگر لباس کار بپوشد و به جای نشستن در برج عاج به صحنه تولید بیاید و فعالان صحنه های تولید به فکر و تدبیر در باب بهبود کار خویش بپردازند و به پژوهش روی آورند.پیام استراتژی کایزن در این جمله خلاصه میشود که حتی یک روز را نباید بدون ایجاد نوعی بهبود در یکی از بخشهای سازمان یا شرکت سپری نمود. یاد فرمایش پیامبر اکرم (ص) افتادم که فرموده اند مسلمانی که دو روزش برابر باشد مغبون است. چنین فرمایشی در آن زمان واقعا دلیل بر سطح فکر بالای پیغمبرمان دارد. ای کاش واقعا مسلمان بودیم و بدون آنکه دینمان را بشناسیم اسم مسلمانی را یدک نمیکشیدیم. پس از جنگ جهانی دوم بیشتر شرکتهای ژاپنی ناچار بودند که فعالیت خود را از صفر شروع کنند.مدیران و کارگران ژاپنی هر روز به مقابله با مشکلات جدیدی میرفتند و هر روز نیز پیشرفتهای جدیدی عایدشان میشد. خلاصه اینکه ادامه فعالیت شرکتها به پیشرفت بی پایانشان بستگی داشت و بدینسان کایزن به روش زندگی ژاپنی ها تبدیل شد.برای اینکه شرایط آن زمان ژاپن را باور کنید مثالی میزنم. در اولین سالهای پس از شکست ژاپن در جنگ جهانی دوم آقای کاراتسو مشاور فنی ماتسوشیتا (همان شرکت مالک نامهای تجاری پاناسونیک و ناسیونال) به عنوان مهندس جوان کنترل کیفیت در شرکت تلگرام و تلفن ژاپن بکار اشتغال داشت نقل کرده است که: در آن زمان هر وقت میخواستم به کسی تلفن کنم حتما شماره اشتباه می افتاد. آجودان شرکت مک آرتور با مشاهده وضعیت نابسامان این شرکت ژاپنی تعدادی از کارشناسان کنترل کیفیت وسترن الکتریک آمریکا را برای برطرف کردن مشکلات این شرکت به ژاپن دعوت کرد. کارشناسان آمریکایی به مدیریت شرکت ما گفتند که تنها راه حل بکارگیری کنترل کیفیت است. ما با غرور به آمریکایی ها گفتیم که ما شیوه ژاپنی کنترل کیفیت را در این شرکت اعمال میکنیم. ولی وقتی آنها از ما خواستند تا برگه های کنترل کیفیت را نشان دهیم ما حتی نمیدانستیم برگه کنترل کیفیت چیست …
با این اعتراف عاجزانه بود که تلاش برای بهبود شیوه های کنترل کیفیت ژاپن در اواخر دهه ۱۹۴۰ آغاز شد. نمونه این تلاش ایجاد کمیته فرعی کنترل کیفیت در اتحادیه دانشمندان و مهندسین ژاپن بود. تقریبا در همین زمان اتحادیه استانداردهای ژاپن سمینارهایی در زمینه کنترل کیفیت آماری بر پا کرد. در ژوئیه ۱۹۵۰ از دکتر دمینگ دعوت شد تا برای تدریس کنترل کیفیت آماری در یک سمینار هشت روزه که از سوی همین اتحادیه برپا شده بود به ژاپن سفر کند (دکتر دمینگ مشهور است به کسی که کیفیت را به ژاپنی ها آموخت. نتایج این سمینارها را با سمینارهای داخل کشورمان مقایسه کنید و خودتان قضاوت کنید. لطفا به سالها و فاصله شان نیز توجه کنید) پروفسور دمینگ در دهه ۱۹۵۰ چند بار از ژاپن بازدید کرد و در خلال یکی از همین بازدیدها بود که پیش بینی مشهور خود را مبنی بر اینکه ژاپن به زودی سیل تولیدات دارای کیفیت مرغوب را به بازارهای جهان سرازیر خواهد کرد عنوان نمود. دمینگ در عین حال چرخه دمینگ را که یکی از ابزارهای مهم کنترل کیفیت حهت بهبود مداوم محسوب میشود را در ژاپن ارائه نمود. که به PDCAهم مشهور است (Plan – Do – Check – Act) به معنای طراحی – اقدام به پیاده سازی – کنترل نتیجه با آنچه در طراحی پیش بینی کرده بودیم و در نهایت اقدام اصلاحی جهت رفع نواقصات و خطاها. و این سیکل دوباره تکرار میشود و محصول همیشه بهبود میابد.البته این چرخه در اصل حول یک استوانه رو به بالا حرکت میکند چرا که محصولی که یک دور این چرخه را طی کرده اینک از نظر کیفی در رتبه بالاتری قرار دارد و نواقصاتش رفع شده اند.در ژوئیه ۱۹۵۴ اتحادیه دانشمندان و مهندسان ژاپن از پروفسور جوران برای سخنرانی در سمینار مدیریت کیفیت دعوت کرد (پرفسور جوران در تیر ماه امسال در سن یکصد سالگی پیامی را به پنچمین کنفرانس مدیران کیفیت ایران (همان کنفرانسی که میگفتم از من تقدیر شد) ا رسال نمودند). این اولین باری بود که موضوع کنترل کیفیت از بعد مدیریت فراگیر مطرح میشد. در نوامبر ۱۹۶۰ اولین ماه کیفیت ملی برگزار شد. در همین سال بود که پرچمها و علائم کیفیت رسما مورد استفاده قرار گرفت.سخنرانی پروفسور جوران در سال ۱۹۵۴ جنبه دیگری از کنترل کیفیت را مطرح ساخت: کنترل کیفیت از دیدگاه مدیریت. در حال حاضر کیفیت به عنوان یکی از ابزارهای تمام عیار مدیریت در آمده و تمامی کارکنان شرکت را در بر میگیرد و با استاندارد سازی توسط سازمان ایزو و انتشار استانداردهای سری ISO 9000 توسط کمیته فنی ۱۷۶ اینک یکی از اصلی ترین ابزارهای مدیریت برای کنترل و ارتقاء سازمانی است
به قول یکی از مدیران ژاپنی که در جلسه هیئت مدیره گفته بود: آقایان وظیفه ما اعمال مدیریت برای ایجاد تغییر است. در صورت عدم موفقیت باید مدیریت را تغییر دهیم.
در یادداشت بعدی از شش سیگما خواهم نوشت. بعد از آن خودتان به تفاوت کایزن و شش سیگما پی خواهید برد. البته من هم اشاراتی خواهم داشت


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

میخواستم کمی از فرق شش سیگما و کایزن بنویسم بعد فکر کردم اگر بتونم مفاهیم رو خیلی ساده تشریح کنم میتونه تو درک بقیه مطالبم مفید باشه.برای همین از اول شروع میکنم
از خود کیفیت شروع میکنم. من خودم فکر میکردم که کیفیت یعنی وقتی کالایی جنسش خوب باشه رو میگن کیفیتش خوبه. مثلا اگر عمرش زیاد باشه و خوب کار کنه و دیر خراب بشه اونوقت میگیم کیفیتش خیلی خوب بود.
بعدها دیدم که همه اینها درسته ولی ناقصه. حتی وقتی یکی میگه که کیفیت یعنی اینکه مواد اولیه اش خوب باشه اونم راست میگه. به طور کلی کیفیت رو خیلی ها تعریف کردن ولی تعریفی که امروزه بیشتر کاربرد داره و خیلی هم جامع هست میگه که کیفیت یعنی اینکه آنچه که مصرف کننده از کالا انتظار داره تامین بشه پس مواد اولیه مرغوب و ماشین آلات مدرن و … چی؟
نگران نباشید به اونها هم میرسیم. به همه اون چیزی که از ذهنتون میگذره مربوط میشه
به عبارتی این تعریف در عین خلاصگی داره همه چیز رو تحت پوشش قرار میده چون به خودی خود کسی خواهان کالایی با مواد نامرغوب هم نیست. وقتی مشتری کالایی رو خریداری میکنه انتظار داره که مثلا عمرش زیاد باشه یا فلان و بهمان باشه. همه اینها میشه انتظارات و خواسته های مشتری.
امروزه دیگه نمیشه کالایی رو تولید کرد وبعد فروخت. باید قبل از تولید بدونیم که مردم چه انتظاراتی دارند. این یکی از جنبه های مهمی هستش که بخشی از اون تو قسمتی در شرکت تحت عنوان تحقیقات بازار تعریف شده. باید بگردیم ببینیم مردم که میخوان برای کالای ما پول پرداخت کنند انتظار دارند کالای ما دارای چه خصوصیاتی باشه. مثلا اگر داریم ساندویچ میفروشیم مردم دوست دارن بیشتر ساندویچهاشون تو چه نوع نونی با چه ابعادی تحویل بشه؟اینکه ما فکر میکنیم که این نون خوبه دیگه عمرش تموم شد.
مردم پول چیزی رو میدن که خواسته شون رو برآورده کنه. اگر به اون توجه نکنیم شاید در ماهای اول فروش خوبی داشته باشیم چرا که مردم میخوان امتحان کنن که محصول ما چگونه انتظارات اونا رو برآورده میکنه ولی بعدها که سرخورده شدند دیگه سراغ کالای ما نمیان.
حتی اگر اصلاحش کرده باشیم باز هم خیلی از مشتری ها بر نمیگردن و اونایی هم که میان ترس دارند که پولشون حیف بشه.
پس اگر میخواییم که فروش خوبی داشته باشیم و فروشمون ادامه داشته باشه باید محصولی با درجه کیفتی بالا یا به عبارتی محصولی که سطح بیشتری از رضایت مشتری رو تامین میکنه تولید کنیم.
محصول ما باید مغزها و دلها رو تسخیر کنه. وقتی میگم ساندویچ علیرضا خود بخود باید مغر دستورات لازم رو صادر کنه تا دهنها به یاد آخرین مزه که از سانودیچ علیرضا چشیده بودند آب بیفته. اون وقته که اون فرد تصمیم میگیره حتما یه روزی دوباره لذت اون ساندویچ رو تجربه کنه. ساندویچها رو به احترام خانم پریا مثال میزنم که خیلی به وبلاگم زحمت کشیدند و لطف داشتند
اگر رقیب ما داره سرویس تحویل در محل رو به مشتری ارائه میده باید بریم بررسی کنیم که این سرویس تحویل در محل چه ایرادی داشته و مشتری دوست داشته چطوری تحویل بشه اونوقت مابریم سرویسی رو طراحی و پیاده کنیم که بتونه اون خواسته رو هم علاوه بر سرویس تحویل در محل برطرف کنه.
یادمه یکی اومده بود تو فولکس استیشن پیتزا میپخت که موقع تحویل به مشتری داغ داغ باشه
یک مثال میزنم. مثلا زمان انتظار خیلی مهمه. اگر فلان شرکت داره غذا رو در عرض ۵ دقیقه سرو میکنه ممکنه نوع غذای ما طوری باشه که نباید این کار رو بکنیم و مشتری ها غذای فوری رو نپسندن. مثلا اگر شما ماهی رو در عرض ۲ دقیقه به مشتری تحویل بدین شاید درخصوص نحوسرخ شدن اون و حتی تازگی و کهنگی اون شک کنه. پس در مورد غذا میبینیم که بهداشت غذایی خودش علاوه بر زمان مهمه. پس کیفیت یک ساندویچ علاوه بر زمان و نوع نونش به نحوه پختش هم بستگی داره
بازم انگار گنگ نوشتم. نمیدونم چرا نوشته هام اینطوری میشن. دست خودم نیست.
چشم باز هم سعی میکنم ساده تر بنویسم.
خب پس حالا فهمیدن کیفیت یعنی چی. از اونجایی که کیفیت با رفتار انسانها مرتبط شده و دیگه فقط استفاده از مواد درجه یک و تولید با ماشین آلات مدرن نیست و از طرفی هم کیفیت دیگه طی یک مرحله بدست نمیاد و خود به خود با عوامل مختلفی در ارتباط قرار میگیره و خودش حالا دیگه یک پروسه است برای همین شاخه ای از مدیریت با عنوان مدیریت کیفیت ایجاد شد..
حالا باید کسی رو مسئول کنیم که وضع کیفیت رو کنترل کنه و در حد مطلوب نگه داره. اسمش رو هم میذاریم مدیر کیفیت
البته نگه داشتن کیفیت در همین حد خودش خیلی مهمه چه برسه به اینکه تازه بخواهیم بهترش هم بکنیم (انگار داریم به کایزن نزدک میشیم)
بعد از این بود که افراد شاخصی مثل پروفسور دمینگ و پروفسور جوران اومدند و تکنیکهایی برای مدیریت کیفیت به دنیا عرضه کردند. مدیران کارخانجات هم دست بکار شدند و ایده های خودشون رو عملی کردند و به دنیا معرفی کردند که این کار رو کردیم و این نتایج حاصل شد
خیلی طولانی شد نه؟ بقیه باشه برای پست بعدی


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

اگر میخواهید در بورس اوراق بهادار سرمایه گذاری کنید و سهام شرکتی را خریداری نمایید باید به این شاخصها توجه کنید:
گزارش معاملات روزانه: در این گزارش درصد سهام و حجم معامله شده یک شرکت به کل بازار و محاسبه ارزش روز بازار و نسبتهای معاملاتی مختلف از جمله گزارشات فرعی و مهمی محسوب میشوند که برای تحلیل آنچه در تاریخ مورد نظر یا در محدوده زمانی معین شده اتفاق افتاده است اهمیت دارد.

اطلاعات مجامع عادی: در این زمینه نیز ارائه گزارش نسبتهای مالی ، تهیه نسبتهای بازدهی نظیر نسبت تقسیم سود (PO) ، نسبت سود آوری (E/P) ، نسبت قیمت بر درآمد(P/E)، و همچنین بررسی روند تغییر EPS های پیش بینی شده و مقایسه آنها با سودهای محقق شده هر سهم ، از جمله موارد مهمی است که میتواند برای تحلیل داده ها مورد استفاده قرار گیرد.

گزارش بازدهی: از دیگر گزارشات با اهمیتی که در تصمیم گیری ها نقش موثری ایفا میکند گزارش روند بازدهی گذشته و پیش بینی بازدهی برای آینده یک شرکت در مقایسه با سایر شرکتهاست.

گزارش تولید و فروش و اطلاعات میان دوره ای: تمامی گزارشاتی که در این زمینه منتظر میشود حاوی اطلاعات بسیار مهمی است که میتواند چشم انداز شرکت را برای شما مشخص نماید.


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

در ادامه نوشته قبلیم به این عکس خوب دقت کنید
Posted by Hello

گرچه کسی که این عکسها را درست کرده اسم شهر دبی رو اشتباه تایپ کرده و درستش Dubai هستش ولی چیزی از اهمیت عکسها کم نمیکنه.
کشوری که قبل از انقلاب یک بیابان بی آب و علف بیش نبود که با لنجهای ایرانی و توی دبه های ۳۰ لیتری آب براشون ارسال میشد.
خواستم بگم که ایران ۱۴۰۴ در کنار سایر کشورها باید خیلی بهتر باشه. کاش حواسمون به دنیای اطرافمون باشه. به اینکه تو نقشه سال ۱۴۰۴ ایران از نظر اهمیت استراتژیکی و اقتصادی کجا قرار داره


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

به چند آمار توجه کنید – منبع نشریات اقتصادی و مباحث آقای حسن آبادی یکی از مشاوران سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور – مدرس درس مسائل روز کلاس آمادگی کنکور کارشناسی ارشد:
رشد اقتصادی کشور در سال ۸۲ ۶.۷% بوده است. طبق برنامه چهارم توسعه باید ۵.۵% در سرمایه گذاری و ۲.۵% در بهره وری رشد داشته باشیم.
نسبت هزینه های دولت به تولید ناخالص داخلی در ایران ۷۰% بوده است. تولید ناخالص داخلی سرانه ایران ۷۰۰۰ دلار است(سال ۲۰۰۳) دلار منظور دلار ۸۰۰ تومانی نیست بلکه هر دلاری که قدرت خریدش در تمام دنیا یکسان است یعنی همان دلاری که قدرت خریدش در آمریکا و ایران برابر است. نرخ ۸۰۰ تومان یا ۸۷۰ تومان ساختگی است و هیج رابطه پولی بین ریال و دلار در بازار ایران وجود ندارد چون دولت در این وسط کار را کنترل میکند.نسبت هزینه دولت به تولید ناخالص داخلی در آمریکا ۳۰% است.
به شاخص دوم توجه کنید: نسبت کل شاغلین بخش عمومی به کل شاغلین کشور در حدود ۳۳% است.
با این دو شاخص به این نتیجه میرسیم که دولت ایران دولت بزرگی است و بزرگی دولتها مانع توسعه است. مانع رشد اقتصادی ، بهره وری و اشتغال. تعداد کارمندان دولت ۲,۳۰۰,۰۰۰ نفر است.جالب تر آنکه دولت خودش آمار دقیق شرکتها و موسسات دولتی را ندارد!! راستی بدون آمار و اطلاعات میشه برنامه ریزی کرد؟ حالا برنامه ریزی هم کردیم آیا برنامه ریزی ما میتواند ما را به هدف برساند؟ راستی هدف را چطوری تعریف کرده ایم؟ بر مبنای کدام چشم انداز؟ اینکه میگوییم چشم انداز ایران سال ۱۴۰۴ راستی در تعیین اهدافمان دنیای ۱۴۰۴ را چطوری دیده ایم؟


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید