زمانی که بدانیم نمیدانیم، مغز ما برای پذیرش و یادگیری آماده تر میشود.
اگر هم قصد ما یادگرفتن باشد، دیگر فرقی نمیکند از چه کسی و در چه سطحی داریم می آموزیم.
من شخصا از اینکه آموزش و پرورش و مدارس ما در مسیر کنکور و دانشگاه قرار گرفته اند بسیار ناراضی هستم. معتقدم دانشگاه و کنکور مبحث دیگری است ولی آموزش و پرورش درس زندگی باید باشد.
در سالهای اخیر کتب خوبی در آموزش و پرورش تالیف و منتشر شده است که واقعا دلگرم کننده است.
یکی از این کتابهای خوب کتاب درس کارگاه کارآفرینی و تولید است که برای پایه دهم دبیرستان رشته تجربی تالیف شده است.
شاید برایتان جالب باشد بدانید که برخی از مباحث مطرح شده در این کتاب را حتی مجبوریم به دانشجویان مقاطع MBA تدریس کنیم و بسیاری از این دانشجویان که فارغ التحصیل سایر رشته های تحصیلی هستند نیز با این مباحث نا آشنا هستند.
لینک این کتاب را برای دانلود در ادامه تقدیم خواهم کرد. مطالعه آنرا قویا توصیه میکنم از دست ندهید.
کتاب درسی “کارگاه کارآفرینی و تولید” پایه دهم متوسطه : http://chap.sch.ir/books/5132

حسابداری و امور مالی نیز یکی از مباحث بسیار بسیار مهم و ضروری برای صاحب هر کسب و کاری است. اغلب افراد و صاحبان مشاغل از آن واهمه دارند و فکر میکنند چون حوصله دفتر نویسی و …. را ندارند پس بهتر است کلا بیخیالش شوند غافل از اینکه این مبحث به اصلی ترین موضوع حیاتی هر کسب و کاری، یعنی گردش مالی میپردازد و ضروری است (تاکید) که صاحبان همه مشاغل با آن آشنا باشند.
یکی از کتابهای خوب تالیف شده در آموزش و پرورش کتاب حسابداری وجوه نقد و تحریر دفاتر قانونی پایه دهم متوسطه رشته حسابداری است.
با زبانی بسیار ساده شما را یک حسابدار میکند. شاید لازم نباشد شما حسابداری کنید ولی حداقلش این است که با حسابدار کسب و کار خودتان به یک زبان مشترک میرسید و از روالی که دارد برای کسب و کار شما ثبت میشود مطلع خواهید بود.
کتاب درسی “حسابداری وجوه نقد” پایه دهم متوسطه – کمک میکند به سادگی حسابداری را درک کنید و آچار به دست شوید. لینک مستقیم: http://chap.sch.ir/books/5182

سومین کتاب آموزش و پرورش که میخواهم معرفی کنم کتاب درسی است تحت عنوان تفکر و سواد رسانه ای که برای تمامی رشته های دوره متوسطه تالیف شده است. گرچه بار سواد رسانه ای آن بیشتر است و باید در اول اسم کتاب می آمد ولی مطالعه آن که زیاد هم برای شما زمان نخواهد برد را توصیه میکنم. کتاب درسی “تفکر و سواد رسانه ای” متوسطه
محتوایی در مورد تفکر ندارد ولی اطلاعات عمومی شما رادر مورد رسانه ها افزایش خواهد داد. لینک مستقیم: http://chap.sch.ir/books/5377

همه این کتابهای درسی را میتوانید مستقیما از طریق وب سایت http://chap.sch.ir/ نیز دانلود نمایید.

اگر مایل هستید در لیست ایمیلی من عضو شوید میتوانید از طریق لینک زیر یا فرم مندرج در پایین صفحه وب سایت اقدام کنید:

http://eepurl.com/drbifH

🔈 فایل صوتی آموزشی فروش اینترنتی – قسمت سوم
⏱ ۰۰:۱۹
🖥 فایل ضبط شده بر روی شنوتو در کانال AlirezaMojahedi قرار دارد:

Shenoto: http://www.shenoto.com/AlirezaMojahedi

انواع تجارت الکترونیکی:

تجارت الکترونیکی (کلا تجارت – الکترونیکی بودن صرفا تفاوت بستر و امتیازات بستر را نمایان میکند) چند پلتفرم اصلی و فرعی دارد. پلتفرمهای اصلی عبارتند از:

۱- ارتباط کسب و کار با مصرف کننده B2C: پر واضح است که در این پلتفرم هدف دسترسی مستقیم و بدون واسطه به مشتری و عرضه کالا به طور مستقیم میباشد. تمامی فروشگاههای اینترنتی در این پلتفرم فعال هستند. هدف عرضه کالا مستقیما به دست مشتری است.
مزایای آن دسترسی مشتری به کالای ارزانتر و دسترسی کسب و کار به تعداد بیشتری مشتری میباشد

۲- ارتباط کسب و کار با کسب و کار B2B: این مدل خود ۵ پلتفرم فرعی دارد که در پست دیگری به آن اشاره خواهد شد.
همه کسب و کارها برای ادامه فعالیت نیازمند همکاری با کسب و کارهای دیگری هستند. تامین کنندگان، کسب و کارهایی که مواد اولیه و یا خدمات و ملزومات تولید محصول شرکت اصلی را تامین میکنند و نیز عرضه کنندگان که محصولات تولید شده (اعم از کالا یا خدمات) شرکت اصلی را به دست مصرف کننده رسانده و یا برای تولید محصول خود مورد استفاده قرار میدهند.
عمدتا شرکتهایی که فقط عرضه کننده نیستند از این پلتفرم نیز استفاده میکنند و برخی از شرکتهای عرضه کننده نیز برای گسترش شبکه عرضه و فروش خود از این مدل بهره میبرند.
در این مدل تمامی ارتباطات جهت سفارش گذاری، تامین، توزیع، فرایندهای اجرایی، فرایندهای مالی و … در بستر اینترنت و وبسایت انجام میشود.
از مزایای اصلی این مدل برای کسب و کارها میتوان به بهینه سازی زنجیره تامین و نیز بهینه سازی روابط مشتریان اشاره کرد.

۳- کسب و کار بادولت B2G: شرکتها و کسب و کارهای زیادی هستند که یا تمام و یا بخشی از مشتریان آنها را دولتها و سازمانهای دولتی تشکیل میدهند. این موضوع یا به دلیل انحصارها و کنترلهایی است که دولت در بخشی از اقتصاد دارد اعمال میکند و یا به این دلیل است که محصول مرابط با زیرساختهایی است که در اختیار دولت است. در بسیاری موارد نیز دولتها مشتریان خوبی محسوب شده و شرکتها تمایل پیدا میکنند که با این مشتری بزرگ! ارتباط تجاری برقرار نمایند. اکثرا دولتها جزو مشتریان دست به نقد محسوب میشوند، در کشور ما دولت کمی مشتری بد حساب تلقی میشود از نوعی که اصطلاحا دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد
کار کردن با سازمانهای دولتی روال خاصی از جمله مناقصات و مزایده ها و گزارشاتی را نیاز دارد که عمدتا از طریق بستر الکترونیکی آغاز شده ولی در بستر حضوری و پشت میزهای مذاکره با چانه زنی ها به نتیجه میرسد ولی در بستر الکترونیکی تبادل اسناد به راحتی صورت میگیرد.

۴- مصرف کننده با مصرف کننده C2C: بسیاری از کسب و کارها نیز بر روی پلتفرمهایی کار فعالیت میکنند که خریدار و فروشنده هر دو بیرون از سازمان و فعالیت آنها هستند و خودشان به خودشان محصولی را ارائه کرده و تبادل میکنند و این کسب و کارها فقط بستر را برای انجام مناسب این تبادلات فراهم نگه میدارند. به عنوان مثال سایتهای حراجی نظیر eBay یا آگهی نامه ها از این دست کسب و کارها هستند.

۵- دولت به مصرف کننده G2C: بسیاری از خدمات دولتی را میتوان به صورت الکترونیکی به شهروندان ارائه کرد که دولت الکترونیکی نامیده میشوند. ما در کشورمان با فرایندهای ثبت نام رایانه، نوبت دهی تعویض کارت ملی، پرونده های شهرداری، سیستم قضایی و … آشنا هستیم.

۶- دولت به کسب و کار G2B: همانطور که دولت میتواند خدمات اداری به شهروندان را از طریق این بستر ارائه کند، ارائه خدمات اداری دولتی به شرکتها و کسب و کارها نیز از طریق همین بستر پیاده سازی میشود. خدماتی نظیر اظهارنامه های مالیاتی، گزارشات مالی، خدمات وزارت صنایع و …

۷- ارائه خدمات کسب و کارها به کارکنان B2E: کسب و کارها و شرکتها خدمات مختلفی را نیز به کارکنانشان ارائه میکنند. نظیر ارائه گزارشات عملکردی، گزارشات حقوق و دستمزد و … علاوه بر آن با فراهم شدن ابزارهای کار از راه دور، کسب و کارها با دنیای فریلنسری و کاکرنانی که از راه دور و به صورت کار در منزل با شرکت اصلی همراهی میکنند نیز در این دسته از مراودات قرار میگیرند

فیلتر شدن تلگرام، جدی است؟

بله ظاهرا جدی است و تلاش زیادی میشود که تا پایان فروردین این اتفاق بیفتد. اینجا بخوانید:

https://www.mehrnews.com/news/4260817/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D8%AA%D8%A7-%D8%A2%D8%AE%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%87%D8%AF

تکلیف این کانال چه میشود؟
اجازه دهید تجربه مشابهی را مرور کنیم:
سالها پیش، حدودا از سال ۱۳۸۳ من وبلاگ نویسی را شروع کردم. آن زمان ابزار دیگری جز ایمیل نداشتیم و وبلاگ ابزار بسیار خوبی برای ارسال مطالبی بود که مستمرا به روز میشد در حالیکه وب سایتها پر دردسر بودند و به روز رسانی مطالب کمی دشوارتر بود.
ابزارهای گوناگون و مناسبی هم برای خوانندگان وبلاگها فراهم شد که با کمک RSS کاربران توانستند روزنامه خودشانرا متشکل از چندین وبلاگ بسازند و لازم نبود هر بار همه وبلاگها را چک کنند که کدام به روز شده است و کدام نشده است.
تا اینکه بلاگر فیلتر شد.
با فیلتر شدن بلاگر، تا مدتی با ابزارهای فندق شکن! آن روزگار نوشتن در وبلاگها ادامه داشت ولی کم کم دسترسی کاربران محدودتر شد و از طرفی ابزارهای فندق شکن ادیتورهای وبلاگها را از کار انداخت و وبلاگ نویسان دیگر نتوانستند پستهای جدید منتشر کنند.
سرویسهای وبلاگ ایرانی سرشان شلوغ شد. ولی پراکندگی کاربران رونق وبلاگها را کاهش داد.
با مسائل امنیتی هم که برای وبلاگ نویسان پیش آمد و تفسیری که از انتقاد و یا اظهار نظر به براندازی میشد من شخصا قلمم کند شد و خود سانسوری های مستمر باعث شد که عملا دیگر چیزی ننویسم.
مدیریت و اقتصاد یک پایش سیاستهای کلان است و خود بخود از هر موضوع مدیریتی که حرف میزنی یک طرفش هم به مسئول رده بالایی مرتبط میشود و “امر به معروف یا نهی از منکر” در مورد این افراد تعبیر به “تشویش اذهان عمومی” یا عبارات دیگری میشود.
و اینگونه بود که وبلاگ نویسی به خاطره پیوست.
اما داستان سرویسهای پیام رسان مانند تلگرام اصلا شبیه بلاگ نیست. این سرویسها مزیت بزرگی دارند که نه وب سایت و نه ایمیل و نه وبلاگ و نه هیچ ابزار دیگری ندارد و آن هم سهولت دسترسی و دردسر کمتر در استفاده از مطالب منتشر شده است. برای استفاده از آنها هیچ نیازی به دانش دیگری نیست و حتی پدر بزرگها و مادربزرگها هم مشتری آنها هستند.
لذا من شخصا فکر نمیکنم تا زمانی که نتوان فیدخوان (جستجو کنید) را عمومی کرد – که فکر نمیکنم به سادگی میسر باشد و اگر میشد تا الان باید شده بود – و تا زمانی که ابزار مناسبتری بجز ابزار پیام رسان به کار بیاید پیام رسانها برقرار خواهند بود.
اما بین تلگرام و دیگر پیام رسانها، جدای از بحث تفاوتهای فنی، تلگرام حاوی ساعتها مطلب در فرمتهای صوت و فیلم و متن و عکس است. حذف همه اینها و مسدود کردن دسترسیها به این حجم اطلاعات مسئله قابل توجهی است و خودش یک موضوع قابل بحث است.
ترندهای گوگل در مورد ابزارهای فندق شکن! و استفاده مردم در دورانی که موقتا تلگرام فیلتر شده بود قابل توجه است.خودتان میتوانید بررسی کنید. شاید در فرصتی نمودارها را برایتان منتشر کردم و روی ترندها صحبتی را منتشر کردم.

لذا شخصا معتقدم برای رعایت حقوق مولفان و البته مصرف کنندگان مطالبم، به روند انتشار مطالب از طریق همین تلگرام ادامه دهم.

از سویی دیگر باید توجه داشته باشیم که تعیین کننده اصلی، عرضه و تقاضا میباشد.
اگر مطالب منتشر شده در هر رسانه ای جذابیت داشته باشد، مخاطب دنبالش خواهد رفت.
اگر مولفان در تلگرام به روند انتشار خود ادامه دهند قطعا بازار گرم مطالب به روز منتشر شده در تلگرام جذابیت کافی برای مخاطبی که امروزه دیگر به ابزارهای فندق شکن هم مجهز شده است را حفظ خواهد کرد.
لذا علیرغم محدود شدن دسترسی ها به این کانال، فعلا روند انتشار مطالب از این طریق ادامه خواهد یافت.

تئوری به درد نمی خورد. دنبال مباحث کاربردی هستیم!

این عبارت را خیلی جاها میشنوم که مثلا میگویند “صحبتهای شما جذاب است چون کاربردی بود در حالیکه جاهای دیگه طرف میاد چهارتا تئوری میگه”
یا اینکه “اینا تئوریه و چیزی که گفته شده اینجا جواب نمیده”

در این خصوص لازم میبنیم که موضوعی رو اشاره کنم
تئوری ها چیزی نیستند جز تجربه های اثبات شده. یعنی اگر تصور شما مبنی بر این است که این تئوری ها فقط یک سلسله مطلب برای دانشمندان و حوزه های علمی و دانشگاهها است دارید اشتباه میکنید.

تئوری ها مجموعه مدون شده، اثبات شده و علمی شده همین کاربردها هستند.
تجارب پیش از ما گردآوری شده و اکنون شده است تئوری که در غالب چندین کتاب و مقاله و سخنرانی مختلف دارد عرضه میشود.
تئوری ها در پاسخ به مسائل و نیازها و مبتنی بر فلسه و بررسی چیستی و نیز دانش قبلی بشری و تجارب گذشته شکل گرفته اند.
همه آنچه تئوری میخوانیدش در اصل ماحصل دانش قبلی بشر در آن حوزه است. قبلی منظورم تا به امروز است.
حتما از یک سری مشاهدات و وقایع واقعی پیرامون ما شکل گرفته اند، یعنی کسی چیزی را دیده یا برایش اتفاق افتاده یا تجربه کرده و بعد آمده است روی اون موضوع تفکر کرده و دنبال کار رو گرفته و به دستاوردی رسیده که ثابت میکنه در فلان وضعیت این اتفاق قابل تکرار شدن است.

این یعنی علم. شما نمیتوانید کتاب فردی که سالها تلاش کرده و دستاوردی را اثبات کرده است به صرف اینکه چون کتاب است و تئوری است به کار من نمی آید را نادیده بگیرید. البته میتوانید ولی حتما هزینه اش را هم خواهید پرداخت.

روی این اثبات، هم چهار نفر دیگر آمده اند روی همان موضوع کار کرده اند و چهار تا کتاب هم نوشته شده است
پس در پایه هر تئوری ای تجربه فبلی نهفته است.

بله درست است، با مطالعه تئوری راه حل اجرایی ممکن است برای شما ظاهر نگردد، ولی با شناخت فلسفه تئوری شما میتوانید برای مسائل و نیازها، پاسخهای مطمئن و قابل اجرایی را تدوین کنید.

صرفا به دلیل آنکه این موضوع تئوری است به سادگی آنرا کنار نگذارید.

کسی هم که به شما گفت من با تئوری کار ندارم بدانید که یا سواد و دانش آنرا ندارد یا میخواهد از خودش برای شما داستان ببافد.
اگر هم کسی کاربردی حرف میزند نمیتواند تئوری را رها کرده و چیزی از خودش ببافد. صحبتی کاربردی مبتنی بر تجربه است. تئوری ها هم چیزی جز تجارب گذشتگان و دانش اندوخته شده نیستند.

اگر میبینید مطلبی به نظر شما تئوری است یا بهتر بگویم غیر کاربردی است، در حالیکه خود آن موضوع پایه تئوری خوبی دارد، اشکال در ارائه کننده است نه خود تئوری.
ارائه کننده باید تئوری را با مثالهای عینی و شرایط زمان حال تلفیق کند تا برای مخاطب قابل درک باشد

اگر موضوعی، پایه تئوری نداشته باشد، ارزش اجرا ندارد. فقط به عنوان یک موضوع قابل بررسی میتوان روی آن اندیشید و یا آنرا مبتنی بر یکی از روشهای علمی یا تئوری های موجود توسعه داد.

هنر مدیریت این است که به دانش و تئوری های مرتبط مسلط باشد تا بتواند با توجه به این پایه علمی، از عهده مسائل جاری بر بیاید و کار را پیش ببرد. آن وقت است که تئوری کاربرد پیدا کرده است.
مدیری که اطلاعی از تئوری ها نداشته باشد یا اصلا تئوری ها را به صرف اینکه “آنها تئوری هستند و به درد من که کاربردی هستم نمیخورد” به راحتی نادیده میگیرد نمیتواند سازمان را در مسیر پر پیچ و خم پیش رو به درستی هدایت کند.
چرا که ناچار است به دلیل اینکه اطلاعی از فلسفه و پایه این تئوریها ندارد، و نمیداند اصلا این تئوری در پاسخ به کدام نیاز تدوین شده است، چرخ را دوباره اختراع کند و چه بسا جدای از زمان هدر رفته و عقب ماندگی که به سازمان تحمیل میکند، هزینه بسیار گزافی را روی دست سازمان بگذارد که بدست آوردن خیلی از موقعیتها در بسیاری از مواقع جبران ناپذیر است.

🎥ویدئو ضبط شده وبینار گامهای بنیادین بازاریابی
⏱ ۰۰:۴۰ – 📲۳۷ MB

🖥 فایل ضبط شده بر روی یوتیوب و آپارات در کانال AlirezaMojahedi قرار دارد:

Youtube: http://www.youtube.com/AlirezaMojahedi
Aparat: http://www.aparat.com/AlirezaMojahedi

🔈 فایل صوتی آموزشی فروش اینترنتی – قسمت دوم
⏱ ۰۰:۱۳
🖥 فایل ضبط شده بر روی شنوتو در کانال AlirezaMojahedi قرار دارد:

Shenoto: http://www.shenoto.com/AlirezaMojahedi

برای اینکه بتوانم به سوالات مطرح شده برای شما پاسخ بدهم، تالار گفتگویی ویژه پرسش و پاسخ کاربران کانال درست کردم که از طریق لینک زیر:
http://www.mojahedi.ir/?forum=ebiz-telegram

در دسترستان قرار گرفت.

🎥ویدئو آموزشی فروش اینترنتی – قسمت اول
⏱ ۰۰:۲۱ – 📲۸۲ MB
🖥 فایل ضبط شده بر روی یوتیوب و آپارات در کانال AlirezaMojahedi قرار دارد:

Youtube: http://www.youtube.com/AlirezaMojahedi
Aparat: http://www.aparat.com/AlirezaMojahedi