در رده بندی جدید کالاها برای تخصیص ارز، کاغذ تحریر که کلا وارداتی است (حتی برای ما که کاغذ کاربن لس ساز هستیم مواد اولیه محسوب میشود) و نیاز اصلی کشور هم هست در گروه نهم و قبل از گروه دهم که شامل انواع آدامس و شکلات است قرار گرفت.

بعد از آن همه شعار حمایت از کاغذ و … موندم که اول به فکر تشکر از حمایت باشم یا برخورد ماموران تعزیرات! اونم تو این ایام که بیشتر جای دلم را ماموران محترم دارایی اشغال کرده اند.


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

چند روزی بود که سیستم بانک ملی به دلیل تغییرات نرم افزاری دچار اختلالاتی است طوری که نمیتوانستند برایمان وجوهی را حواله کنند.
این در حالی بود که چکهایمان به موقع پاس می شد.
واقعا اگر موجودی مازاد نداشتیم چه کسی باید تاوان پس میداد؟ کسی هم به تبعات بلایی که سر سیستم می آورد و اینکه دیگران دچار چه مشکلی می شوند فکر میکند؟

حالا در این فضا آنقدر که در سیستم خودمان نظم برقرار کرده ایم مشتریانمان گاها تصور میکنند ما یک شرکت ژاپنی هستیم و حتی اگر از دست پیگیری وصول مطالبات ما  کلافه شده اند ولی نمیتوانند به حساب ما پول واریز کنند تقصیر ماست و فوری اعتراض میکنند!!!! بگذریم از شکایتهایی که به خاطر بی نظمی شرکت حمل و نقل کننده عمومی و فلان و فلان … برایمان ارسال میشود.
گاها با خودم فکر میکردم شاید اگر نوع اعتراضاتی که بدستمان می رسید به کیفیت بد محصولات ما یا بی نظمی خودمان و از این قبیل مسائل بر میگشت سطح توقعات هم پایین می آمد. شاید اصلا برای همین عده معدودی! دنبال کیفیت و این داستانها نمی روند.
از قضا سرویس کامل دستگاهها و بعد از آن اسباب کشی به انبار جدید و بعد از آن تغییر چینش خط تولید و بعدها تر از آن به دلیل افزایش حجم سفارشات ما را تا حد زیادی در تحویل به موقع سفارشات بد قول کرد. ولی با این حال تغییری در رفتار مشتریانمان دیده نشده است.
همچنان فکر میکنند شرکت ما مثلا ژاپنی است و اینجا هم خود ژاپن است و اشکلات ناشی از فعالیت بد دیگران را هم ما باید جوابگو باشیم.
الان که داشتم این را مینوشتم یک مشتری زنگ زده بود که پیک چرا کالایی را که ما ۲ ساعت پیش به او تحویل داده بودیم را در یک مسافت ۲۰ دقیقه ای با این همه تاخیر به تحویل او داده است؟ خوشبختانه ساعت تحویل کالا به پیک در برگه تحویل کالای ارسالی ما قید شده بود و ماجرا از سر ما بخیر گذشت.

پ.ن: اسباب کشی انبار یکی از سخت ترین اسباب کشی هایی بود که علیرغم برنامه ریزی ها و تنظیم ترتیب خروج از انبار قدیم و ورود به انبار جدید با آن مواجه شدم. ولی باز هم آسان تر از اسباب کشی منزل یا دفتر می باشد.


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

کسادی بازار تقریبا یک ماهی هست که شدت یافته. همه اینها در حالی است که بهای تمام شده همچنان به خاطر افزایش بهای عوامل تولید در حال افزایش است و رکود در فروش نیز هزینه های سربار را افزایش میدهد و از آن طرف هم بازار مکاره دارد رشد میکند و کم فروشی و تقلب و … تنها راه حلی است که برای بقای برخی شرکتها دیده میشود.
واقعیت این است که این بازار مکاره ها فقط زمانی که رکود ایجاد میشود رونق میابند چرا که در زمان رونق اقتصادی هر کسی اگر برسد سفارشات مشتریان خودش را به موقع تامین کند هنر کرده است و فقط در زمان رکود است که برای قاپیدن لقمه ای نان هر چیزی را به جای گنجشک رنگ میکنند تا به اسم قناری بفروشند. مخصوصا شرکتهایی که درگیر وامهای بانکی با نرخهای سود مناسب (برای بانکها البته) شده باشند که بیشتر در گیر این مسائل هستند.
ولی بالطبع موج عکس العمل این شرکتها گریبان ما را هم در بازار میگیرد تا جائیکه حتی برخی از مشتریان از ما میخواهند تا ماهم کم بفروشیم ولی به همان قیمت ارزان بدهیم.
حالا درست است که بازاریابی به ما میگوید خواسته مشتری را باید تامین کنیم ولی ما که نمیتوانیم در بسته ۱۰۰۰ عددی ۸۵۰ عدد بگذاریم و به قیمت ۱۰۰۰ عددی بفروشیم؟ اینجا بحث اعتبار و شهرت نام تجاری پیش می آید که یا باید با یک نام تجاری در پیت و البته خارجی (شبه خارجی) جنس بنجل را با تعداد کمتر عرضه کرد (کاری که دیگران هم میکند) که این روزها شیرین هم فروش میرود! یا باید بسوزیم و بسازیم و از اعتبار نام تجاریمان پاسداری کنیم.
به نظر من دومی گرچه در کوتاه مدت برایمان هزینه دارد ولی در بلند مدت و به شرطی که خوب اطلاع رسانی کنیم به نفع ما خواهد بود. حالا این وضع کی میخواهد تغییر کند خود جای بحث دارد. فعلا که داریم میریم جلو هرچند کندتر از برنامه.

با توجه به اینکه چند روزی تا پایان مهلت تسلیم اظهار نامه مالیات ارزش افزوده باقی نمانده اولین اظهارنامه خودمان را تسلیم کردیم.
تشکیلات جدایی است و اینطور که معلوم است یکسری ممیز مالیاتی جداگانه ای برای خود دارد و دردسرهای جداگانه ای.
در همین مدت هم از حوزه مالیات بر درآمد شرکتمان دو رقم به ما اعلام کرده اند با نام دو شرکت که مشتریانمان هستند. بعد از ما خواسته اند در سال ۸۶ بگردیم و پیدا کنیم که طی کدامین فاکتورها رقم اعلام شده آنها را دقیقا اعلام کرده ایم.
از شانس بد ما این دو شرکت از مشتریان خوب ما هستند و تعداد فاکتورهای طول سال آنها زیاد است. حالا ما باید یک به یک و اگر نشد دو به دو و اگر نشد سه به سه و … این فاکتورها را باهم جمع کرده تا ببنیم بالاخره رقمی که آنها اعلام کرده اند با جمع کدامیک از این فاکتورها جور در می آید!! انگار که ما بیکاریم. با ناراحتی و کمی عصبانیت در اعتراض خواستم که حداقل شما که چنین رقمی را ارائه میکنید بفرمایید که از کدام فاکتورها به آن رسیده اید تا من اسنادش را ارئه کنم که متاسفانه خود ممیز مالیاتی هم فقط به برگه ای که به دستش داده اند استناد میکند و هیچ نمیداند.

حالا این جای خود بحث ایران کد هم که جای خود دارد. با توجه به اینکه قبلا برای محصولاتمان ایران کد گرفته بودیم برای کاغذهای کاربن لس هم مدتها بود که درخواست ایران کد داده بودیم. بالاخره کدها را برای کاغذهای رول و بند کاربن لس صادر کردند ولی دیدیم که جلوی اسم آنها خورده است کاغذ چاپگر!
اعتراض کردیم و پیگیر شدیم تا اینکه بالاخره رسیدیم به اینجا که میگویند حتما باید جلوی اسم آنها بنویسیم کاغذ کاربن دار!هر چقدر اصرار کردیم که کاغذ کاربن لس درست است که عملکردش شبیه به کاغذ کاربن دار است ولی کلا تفاوت خیلی زیادی با کاغذ کاربن دار دارد و اصلا از کربن برای انعکاس مطالب استفاده نمیشود و حتی تعرفه های گمرکی متفاوتی دارند نشد که نشد تا اینکه از این بحث خسته کننده کلافه شدیم و گفتم هر چه دوست دارید خودتان تعریف کنید! هنوز هم منتظریم که تعریف کنند.


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

یکی از اشکالاتی که در من وجود دارد این است که وقتی روی موضوعی متمرکز میشوم بخصوص روی توسعه محصول یا سرویسی و به سراغ بنچ مارکینگ میروم تا ببینم دیگران بخصوص برترینهای صنایع مختلف در این خصوص چه رفتاری داشته اند، ذهنم پر از ایده های جدیدی میشود که خودشان برای خودشان کلی کار جنبی دارند تا عملی و اجرایی شوند.
گرچهه کلا نظریات مختلفی وجود دارد که توسعه خط محصول را بسیار پر ریسک میدانند و حتی توصیه نمیکنند ولی به نظر من توسعه خط محصول شریان حیاتی شرکتهاست.
اگر شرکتی نتواند خط محصولش را توسعه بدهد محکوم به فنا است.
کسانی که توسعه خط محصول را محکوم میکنند اعتقاد دارند شرکت با موفقیت شدنش تخم شکستش را میکارد و وقتی در کاری سود میکند میرود سراغ محصولاتی که هیچ سودی برایش ایجاد نمیکنند که هیچ بلکه منابعش را هم هدر میدهند و بهتر است شرکتها به جای فکر کردن برای راضی نمودن همه (که به نظرشان در نهایت به ناراضی کردن همه منجر میشود) بیایند و فقط در یک زمینه خاص حرفه ای شوند.
عبارت آخر جمله را من هم قبول دارم ولی معتقدم یک شرکت برای اینکه بتواند ریسکهای کسب و کاری خودش را به واسطه تغییرات محیطی و سلیقه ای و نیازها و … چابک نگه دارد باید بتواند به نیازهای جدید پاسخ دهد و یکی از بهترین راه حلها برای این منظور توسعه خط محصول است. چرا که چه بسا یکی از محصولات توسعه یافته بعدها جایگزین محصول اصلی شده و تامین کننده اصلی منابع مالی و سهم فروش شرکت شود.

با همه اینها مشکلی که الان با آن مواجه هستم این هستش که وقتی در این دریا شنا میکنم و شاخ و برگهای زیادی را میبینم که از چشمها دور مانده اند به دلیل محدودیتهای تامین مالی یا باید آنرا بگذارم کنار و بیخیالش شوم تا زمانی که منابع مالی برای به جریان انداختن آن را بدست آورم(که حالا ممکن است در آن زمان این ایده دیگر نو نباشد یا به درد نخورد و یا اینکه باز هم به درد بخورد) و یا اینکه با همین امکانات به سراغش بروم.
دومی را کلا خودم هم قبول ندارم. یعنی به نظرم کار ضعیف بخصوص در مرحله معرفی محصول جدید و تحریک نیازها به سمت آن و یا معرفی محصول به نیازهای موجود بسیار هزینه بر است و اگر ضعیف اجرا شود هم جذاب نخواهد بود و هم رشدش متوقف میشود.
منابع مالی هم که به این راحتی نیست. خود تامین مالی از بانکها داستانی دارد که بماند و از آن مهمتر نرخ سودی است که بانکها مطالبه میکنند. در این روزگار و اوضاع و احوال کسب و کارها سخت میشود ریسک چنین تعهداتی را پذیرفت.

پس یا باید خودم با منابع فعلی و کاستن از منابع دیگر محصولات به سراغ ارائه محصول جدید بروم که خودش مخاطراتی را به همراه دارد و یا اینکه تا فراهم شدن امکانات تولید و معرفی محصول جدید صبر کنم. شما اگر جای من بودید چه میکردید؟

به هر حال در این مهلت سعی میکنم در خصوص محصولاتی که ایده هایش به ذهنم رسیده بیشتر وبیشتر مطالعه کنم تا جزئیات بیشتری برایم آشکار گردد.


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

کار کارخانه کاغذهای کاربن لس به دلیل حساسیتهایی که من به واسطه تجربه یا مطالعه یا هر چیز دیگری که اسمش را بگذاریم دارم مرا برخلاف آنکه قرار بود فقط مدیریت بازار را به انجام برسانم و درگیر مسائل تولید نشوم، درگیر نظم دهی به تمامی پروسه های تولید و تبدیل کاغذ در کارخانه شیراز نموده است و مجبور شده ام جزئیات بیشتری را برای مدیریت کارخانه تعریف نمایم و ابزارهای کنترلی را تدارک ببینم. این هم از خاصیت بازاریابی است که دایره آن تمامی بخشهای یک سازمان را جهت هم نوایی برای نواختن سازی که به گوش مشتری خوش بیاید را شامل میشود.
خود این چند سطر یعنی دنیایی کار بیشتر. دریایی منابع که باید مطالعه میکردم و از دل آنها چیزهایی را یاد میگرفتم و به کار میبستم.
خوشبختانه علیرغم اینکه ناچار بودم در این دو سه ماه اخیر فقط ۵ ساعت در شبانه روز بخوابم و استراحت کنم ولی به نتایج بسیار خوبی دست یافته ام که علاوه بر آنکه هیچ خستگی بر تنم نمانده است بلکه امیدوارم به یاری خداوند متعال بتوانم حاصل زحمات را در ماههای آتی برداشت نمایم.
اگر همه چیز آنطوری که من تصور میکنم پیش برود بی شک در زمینه کاغذهای کاربن لس نام تجاری مان در آینده نزدیک به خوشنام ترین و با کیفیت ترین نام تجاری در کاغذهای کاربن لس منطقه تبدیل خواهد شد. البته به شرطی که بتوانیم در بازار منطقه نیز حضور داشته باشیم وگرنه مجبوریم علیرغم اینکه کیفیتمان در منطقه شماره یک خواهد بود فقط در بازار کشورمان فعالیت نماییم.
در زمینه تولید کاغذهای کامپیوتر نیز گامهای جدید بزرگتری برداشته ایم و برنامه های بزرگتری نیز در سر دارم که فقط امیدوارم بتوانم برنامه ها را به خوبی پیش ببرم.
خودم از سخت کوشی خودم خوشم می اید و از اینکه کارهای بزرگی را به خوبی پیش میبرم راضی هستم. به هر حال واقعیت این است که امروز در شرایطی پیشتاز هستیم و بنچ مارک میشویم که برخی از دنباله روهای ما به مراتب از توانایی و امکانات بهتری نسبت به ما برخوردار هستند که نتوانسته اند به خوبی با مهره هایشان بازی کنند. من فکر میکنم دلیل این اتفاق این بوده است که به مراتب و بیش از دیگران نسبت به شناخت و بررسی دائمی منابع و امکاناتمان و برنامه ریزی برای آنها و ارزیابی مستمر آنها بخصوص توجه به جزئیات حساسیت داشته ام.
به قول یکی از نزدیکان انگار گره کور کارهایمان امسال باز شده است و بر خلاف سالهای گذشته اتفاقات خوب یکی پس از دیگری برایمان پیش می آید (بزنم به تخته)
برنامه های قبلی که اواخر سال قبل و اوایل امسال به آنها اشاره نموده بودم به دلیل دست تنها بودنم کند ولی خیلی خوب پیش میرود. هرچند کند پیش رفته ام ولی گامها اساسی و ریشه ای است و برداشت از آنها انشاا… سالها تداوم خواهد داشت. برخی از اقداماتی که در سر دارم در صورت پیاده سازی به صورت انفجاری عمل خواهد نمود که برای کنترل آن مجبور هستم صبور باشم تا توانایی های شرکتم افزایش یابد و بعد اقدامات مربوط به اجرای آنها را آغاز نمایم. نمیخواهم بیش از توانمان باری را بردارم که فردا خدای ناکرده نتوانم پیامدهایش را جبران کنم.

اواخر هفته قبلی به دعوت یکی از دوستانم که مسئولیت هدایت سکان بازاریابی یکی از شرکتهای موفق را بر عهده گرفته است یک سخنرانی دو ساعته داشتم در خصوص تفکر سیستمی و نقش آن در بازرایابی و همچنین بررسی های مثالهایی از بازاریابی دیجیتال.
مطالبی که به آنها پرداختم حاوی نکات بسیار ریز و اصطلاحا تروکهای رهبری بود که واقعا میطلبید ساعتها در خصوص یکایک آنها با مثالهای عینی بیشتری به صورت تعامل دوطرفه پرداخته شود ولی متاسفانه وقت تنگ بود و برنامه من هم یک سخنرانی بود و نمیشد انتظار زیادی از آن داشت.
ولی از آنجائیکه نکاتی که ارائه شد از نظر خودم نکات بسیار ریز و ظریفی بودند که صرفا جهت ایجاد یک تلنگر در ذهن و نگرش مدیران عامل و مدیران فروش و بازاریابی به منظور رساندن پیام کلی اینکه باید جور دیگر نگاه کرد تنظیم شده بودند بی مناسبت ندانستم که آنرا از طریق وبلاگ در اختیارتان قرار دهم.
گرچه با تماشای آنها مطالب زیادی ممکن است منتقل نشود و توضیحات جانبی هر اسلاید بسیار ضروری میباشند و واقعا همانطور که گفتم این توضیحات هر کدام به بحثهای مفصلی نیاز دارند ولی به هر حال کاچی بهتر از هیچی.
این فایل را میتوانید از داخل باکس فایلخانه در ستون دوم وبلاگم دریافت نمایید.


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

نمایشگاه دوسالانه کاغذ دبی (که از سال آینده سالانه خواهد شد) در طول هفته قبل دائر بود.
دو سال قبل در اولین نمایشگاه کاغذ در دبی حضور داشتم.
تفاوت دو نمایشگاه بسیار مشهود بود.
خبری از شرکتهای فعال اروپایی و آمریکایی نبود. جای آنها را آسیایی ها بخصوص در صنعت دستمال کاغذی گرفته بودند.
هدف من بیشتر دنبال کردن فعالیت برخی رقبای اصلی در منطقه و بررسی زمینه های حضور بود که متاسفانه در خود نمایشگاه چیز زیادی دستگیرم نشد.
البته برای من جای بسیار خوشوقتی بود که بسیاری از شرکت کنندگان این نمایشگاه را در سایز بسیار کوچکتری از شرکت خودمان و بخصوص پتانسل نهفته در محصولاتمان یافتم.

در تماسهایی که با وارد کنندگان کاغذ و فروشندگان عمده و خرده کاغذ داشتم دریافتم که تورم کشورمان (چه نقطه ای حساب کنید چه مطابق روال همیشگی) کار دست تولید کنندگان ایرانی داده در نتیجه در شرایطی که محصولات ایرانی با تورمی حدود ۲۰% مواجه شده اند یعنی اینکه وارد کننده ای که قصد خرید از ایران را داشته باشد نمیتواند به خریدش با قیمت قبلی ادامه دهد و صادر کننده ایرانی ناچار است یا این افزایش بهای تمام شده را از در حاشیه سود خود لحاظ کند و به ضرر یا با سود بسیار اندک کار را به امید روزهای خوش آینده تداوم بخشد و یا اینکه از خیر صادراتش بگذرد.در کنار آن بحران اقتصادی را که در قیمت کاغذ تاثیر داشته است را نیز باید در نظر گرفت.
در حالیکه همه ما به خوبی آگاهیم که صادرات یعنی حضور در بازار و اصلا به معنی ارسال چند واحد کالا به کشوری دیگر نیست و حضور مستمر شرط اصلی برای کسب سهم بازار میباشد و یکی از شروط حضور در بازار برقراری شرایط ثابت در کیفیت و قیمت و شرایط فروش میباشد. با این وجود در صورتیکه نتوان به تداوم فرایند صادرات جهت کسب سهم بازار خوش بین بود حضور کوتاه مدت به هیچ عنوان نمیتواند هزینه های گزاف ترویج فروش در بازار مقصد جهت کسب سهم بازار برای برند ایرانی را توجیح نماید.
گزینه حضور در بازار بدون نام تجاری هم با توجه به افزایش هزینه های بهای تمام شده به خودی خود منتفی است چرا که از پشتیبانی مشتریان وفادار به یک نام تجاری نیز خبری نبوده و طول عمر صادرات یک محصول بسیار کوتاه تر خواهد بود.
با توجه به اینکه قصد حضور در نمایشگاه کاغذ و چاپ کشورهای اکو را هم داریم فعلا هر نوع تصمیمی در خصوص حضور بین المللی نام تجاری مان از مبدا ایران را به بعد موکول میکنم.

در وبلاگ استاد عزیزم جناب آقای درگی نگرانی ایشان از وضعیت سمینارهای بازاریابی را خواندم.
سالها پیش مشابه همین نگرانی که البته بعد ها دیدیم به جا هم بود را در سمینارها و کنفرانسهای مدیریت کیفیت داشتیم.
در آن زمان مدیران بنگاههای ایرانی تصور میکردند مشکلشان در کیفیت محصولات است و دنبال راههای بودند تا بهره وری را افزایش داده و با افزایش راندمان و کاهش ضایعات محصولات به مراتب مرغوبتری را تولید کنند تا بلکه بتوانند به مردم بگویند که “جنس ایرانی بخر”
ظاهرا در دو سه سال اخیر این نگرانی بعد از آنکه تیرها به سنگ خورد و از آن مدینه فاضلی که تصور میرفت گره کار بنگاههای اقتصادی کشور را باز خواهد نمود و دربهای صادرات باز خواهد شد نیز خبری نیست و مشکلات نه تنها پابرجاست بلکه گرهی بر گره های قبلی نیز افزوده شده است، اینک نوبت سمینارهای فروش و بازاریابی است چرا که تصور غالب بر این است که حتی بهترین کالا اگر خوب بازاریابی نشود نیز نمیتواند منافع شرکت را تامین نماید و روز به روز بر رونق کلاسها و دوره های و سمینارهای فروش و بازاریابی افزوده میشود و به نظر من این رونق تا دو سه سال بعد نیز پابرجا خواهد بود. اما واقعا مشکل بنگاههای اقتصادی در عدم شناخت مسائل فروش و بازاریابی خلاصه نمیشود.
این سمینارها از آنجائیکه با کمال تاسف مطالب جذاب و جدیدی را به گوش مدیران بنگاههای اقتصادی کشورمان میرساند (همانگونه که مباحث مدیریت کیفیت و تعالی و … این جذابیتها را داشت) ولی از آنجائیکه حجم و تنوع مطالب بسیاری را در مدت زمان کوتاهی بدون آنکه این مباحث در سازمانها نهادینه شود را به سازمان منتقل میکند قطعا بعد از مدت کوتاه چون اثرات فوری مورد انتظار مدیران را ایجاد نخواهد کرد به زونکنی در کنار زونکن مباحث مدیریت کیفیت منتقل خواهد شد و این تب فروکش خواهد کرد.
به نظر من گرچه این موضوع به خودی خود تاسف بار است ولی باید به آن هم خوش بینانه نگریست چرا که هر چقدر هم سطح معلومات (با سوادش هنوز کاری نداریم) مدیران ارشد بنگاهها اقتصادی کشورمان بالاتر رود از آنجائیکه بسیار با بنگاههای تراز متوسط دنیا فاصله داریم باز هم کم است و جای خوشوقتی است که لااقل به هانه تب و مد هم که شده باب مباحثی باز شده و چالشی در نزد مدیران کشور حتی پیش خودشان هم که شده باز شود.
برای همین جای نگرانی نیست.
اگر فضا و بستر بین المللی شدن صنایع ایران فراهم شود خود به خود این مباحث کاربردی تر شده و از حالت مد و تب موضوع خارج میگردند و بنگاهها آن موقع است که بر اساس نیاز واقعی خودشان به دنبال به کار گرفتن این مباحث در حوزه عمل بنگاه اقتصادی خودشان خواهند بود.

امروز بعد از برگشتنم به تهران و احساس تاسفی که معمولا بعد از برگشت از سفرهای خارج و مشاهده تفاوت در نظم جاری در جامعه خودمان با دیگران به من دست میدهد، تیتر حذف سلسله های پادشاهی ایران از کتب تاریخ مدارس روزنامه همشهری واقعا مرا دچار شوک زدگی کرد.
اگر دوست داشتید این مطلب راهم بخوانید.


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

همیشه موقعی که به موضوعی میپردازم معمولا به جوانب مختلف آن نیز میپردازم و اصطلاحا به عمق میروم و بعد حتی آنقدر شاخ و برگ و جزئیات فرعی برای آن به ذهنم میرسد که واقعا درخت انبوه و شلوغی از ایده اصلی که شبیه همان ساقه اصلی درخت است در ذهنم شکل میگیرد. به عنوان نمونه برخی از دوستان زونکن قطور ایده های سایت چاپگر را در دفترم دیده اند.
این کار خودش ماهها طول میکشد و تا زمانی که دارم به آن موضوع میپردازم همچنان شاخه های اصلی و فرعی بیشتر و بیشتری در این درخت تفکرم شکل میگیرد و درخت بزرگتر و پیچیده تر میشود.
اینطور مواقع باید خیلی دقت کنیم که در داخل این شاخ و برگها گیر نکنیم که به کار اصلی نرسیم (سنگ بزرگ علامت نزدن نشود) و یا آنقدر در شاخ و برگها گم نشویم که مسیر اصلی را فراموش کنیم. این نکات خیلی مهم هستند.! خوب به آنها فکر کنید.

و چون اصولا همزمان باید در خصوص فعایتهای جاری شرکتم به موضوعات مختلفی بپردازم و دست تنها هم هستم لذا به راحتی میتوانید تصور کنید که در بستر ذهنم چندین درخت از انواعی که به آن اشاره کردم وجود دارد.
خود این کار خیلی برایم خوب است چون همیشه در اوج خستگی جسمی در شادابی کامل فکری هستم و این خودش به من توان بیشتری میدهد. درست مانند اینکه دارم شطرنج بازی میکنم همانطوری که برای هدف کلی طرحی میچینم باید مسیر حرکت یکایک مهره های خودم و طرف دیگرم را پیش بینی کنم. تفاوت وضع حاضر با شطرنج دقیقا مانند تفاوت یک یازی جنگی با یک جنگ واقعی است. در بازی میتوانید بارها و بارها بمیرید و از نو شروع کنید ولی در بازی واقعی گاها نه تنها فرصت ندارید بلکه در مواردی حق ندارید چیزی را تجربه کنید. چون دیگر فرصتی برای جبران در کار نیست.
شاید بهتر باشد این جمله را دوباره بنویسم. از من به شما توصیه که:
در دنیای پر رقابت تجارت نه تنها فرصت ندارید تجربه ای را تجربه کنید بلکه گاها فرصت ندارید که حتی تجربه کنید. چون آن شرایط دیگر مهیا نمیشوند که عین آنرا تجربه کنید و یا شاید با اشتباهتان دیگر قادر به حرکت بعدی نباشید

واقعا این شطرنج چقدر بازی جذابی است. تجارت هم چون از طرفی خیلی شبیه جنگ است برای همین بسیار هم شبیه شطرنج است.

ولی ایراد این کار این است که از آنجائیکه به تنهایی در حال ترسیم این درختها هستم غالبا زمان زیادی صرف میشود تا دست از سر یکی از این درختها بردارم و با خیال راحت بگذارمش کنار. چون به هر حال در مراحل اجرایی کار بخصوص در ابتدای امر این درختهای تنومند ذهنی در اصل نهالهای باریک اندامی هستند که متناسب با توانایی جاری من(مالی، فکری و …) و مطابق طرح ذهنیم رشد میکنند و برای همین بسیار محتاج رسیدگی و تر و خشک کردن هستند.
همین هم خودش باز زمان بر میشود.
اگر تنها ایراد این کار را صرف زمان و یا کند بودن حرکت بدانم ولی بزرگترین حسنش حرکت آهسته ولی پیوسته مطابق طرح ترسیم شده است که فکر میکنم از آنجائیکه ریشه های قدرتمندی ایجاد میشود درختها پایدارتر و با عمر طولانی تری خواهند بود.
البته اغلب هم چنین بوده است.

ورود رادان به صنعت کاغذ سازی از نظر من یک استراتژی بسیار ظریفی است که عامل بسیار موثری در رشد و تقویت رادان در بازار خواهد بود که حتی در تقویت رادان در بازار صنایع تبدیلی کاغذ نیز تاثیر بسیار مثبتی خواهد گذاشت.
تا اینجای کار گامهای خوبی برداشته ایم که به نتایجش در آینده نزدیک بسیار خوشبینم.

بازدید از دومین نمایشگاه کاغذ در دبی فرصت خوبی برای ارزیابی مجدد توانایی حضور در بازار منطقه است. یاد نمایشگاه دو سال پیش افتادم که وقتی از نمایشگاه برگشتم و امیدوار به مکاتبات و ایمیلهای دریافتی بودم متوجه حذف شدن اشتباهی دامنه اینترنتی شرکتم شدم. خاطره تلخی بود. هر چه بود گذشته است. فردا از آن من است.


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

همانطور که در جریان قرار گرفتید جنگ قیمتی که در بازار کاغذ کامپیوتر توسط یکی از رقبایمان آغاز شده بود و عکس العملهایی نیز از طرف ما و سایرین به دنبال داشت در نهایت منجر به این شد که رقیب ما با جلب حمایت دولت و استفاده از گواهی عدم ساخت تعرفه واردات برای کاغذ کاربن لس را بالاتر برد تا فشار تامین کالای جانشین خودش را کاسته و ما را در تنگنا قرار دهد و گرچه ما و سایر شرکتها موفق شدیم قیمت ها در بازار را کنترل کنیم و دامپینگ شکست خورد اما محدودیت در دسترسی به کاغذی که منحصرا توسط یک شرکت تولید میشد تنگناهایی را برایمان فراهم نموده بود.
از آن زمان فکر تاسیس یک واحد صنعتی به منظور تولید کاغذ کاربن لس و شکستن انحصار در راستای برنامه های استراتژی رشد عمودی شرکت در سرم بود تا اینکه اواخر خرداد و اوایل تیر ماه بود که قرارداد همکاری مشترک Joint Venture میان شرکت ما و یک شرکت سرمایه گذار در صنعت کاغذ سازی بسته شد و کارهای مربوط به راه اندازی واحد تولید کاغذ کاربن لس در شیراز آغاز گردید. حالا چرا در شیراز به خاطر محاسبات اقتصادی مختلفی است که اگر فرصت شد در مبحث مکان یابی به آن خواهم پرداخت.
در آستانه عید سعید فطر نمونه های اولیه مان تولید شد.
خوشبختانه کیفیت محصولات نسبت به تولید مشابه داخلی و حتی برخی کاغذهای وارداتی به مراتب در سطح بهتری قرار دارد و با ایجاد راه حلهایی برای مشکلاتی که تجربه آنرا در استفاده از رولهای کاربن لس داشتیم استفاده از رولهای کاربن لس خودمان را برای شرکتهای فرم سازی مقرون به صرفه تر نمودیم.
تست های اولیه تقریبا از اواسط شهریور آغاز شده بود.
خوشحالم که امروز همزمان با این روز مبارک خبر ارائه رولهای کاربن لس رادان را منتشر میکنم.
با شکسته شدن انحصار این محصول نه تنها دسترسی به منبع کاغذ بسیار مطمئن کمک خواهد نمود تا با سرعت بیشتری نسبت به فتح بازار کاغذهای کامپپیوتر کاربن لس پیش برویم بلکه به عنوان خط جدیدی در فعالیت و کسب و کار شرکت، ضمن توسعه ارتباط ما با سایر شرکتهای همکار در تولید فرمهای بهم پیوسته، زمینه استفاده بهینه از ظرفیتهای خالی یکایک آنها فرصت افزایش برون سپاری و رشد افقی را نیز برایمان فراهم خواهد نمود که فکر میکنم قدم بسیار مهم و استراتژیکی در جهت صادرات و توسعه سهم بازار محصولاتمان باشد.
در آینده نزدیک (شاید دو ماه بعد) با نصب دستگاه رول شیتر تولید انبوه کاغذهای کاربن لس به صورت بند نیز آغاز خواهد شد. فعلا که قصد ندارم در این بازار جنگ قیمت راه بیاندازم بلکه با کیفیت و مرغوبیتی که همواره شعار رادان بوده است به یاری خدا موفق خواهم شد بیشترین سهم بازار را در کاغذهای کاربن لس نصیب رادان نمایم.

ضمنا با راه اندازی وبلاگ شرکت به آدرس weblog.radantahrir.com خبرهای شرکت را داغ داغ به اطلاعتان خواهیم رساند


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

در این رکودی که بر بازار حاکم است باز ما نسبت به رقبا وضع بهتری داریم.
یکی از شرکتهای رقیبی که آغازگر جنگ قیمتها بود اکنون دستش برای بیشتر مشتریان مشترکمان رو شده است و اغلب از افت کیفی محصولاتش ناراضی هستند. جالب است با اینکه کار خاصی صورت نداده ایم ولی اغلب مشتریان ما فکر میکنند کیفیت محصولاتمان بهتر شده است. مخصوصا اینکه با تعریف یک انبار محصول میانه در پروسه فرایندهایمان توانسته ایم سرعت تحویل سفارشات را نیز افزایش دهیم.
خوشبختانه منبع جدیدی در یکی از استانهای کشور راه اندازی شده است که به ما پیشنهاد همکاری داده اند. ما هم که از خدا خواسته تشنه کاغذ بودیم و پیشنهاد همکاری انحصاری دادیم تا تمام تولیداتشان را به ما بدهند و انگار آنها هم بیشتر از ما خوشحال شدند. قرار است رولهای اولیه برای نمونه و تولید و بررسی های دقیقتر دریافت شده و در پی آن سایت ویزیت و مذاکرت نهایی را برای یک دوره همکاری آزمایشی آغاز کنیم. لطف خدا همیشه شامل حالمان است و از این بابت همیشه خدا را شاکرم که در بدترین شرایط فرصتهایی برایمان فراهم می آورند.
درست است که سرعت جریان فروش در بازار کمتر شده است ولی به نظر من ما باید جلوتر از آن جائی که هستیم میبودیم.

هنوز در افزایش سهم بازار رولها بخصوص نوع حرارتی به دلیل فراهم نشدن به موقع ابزارهای معرفی نتوانسته ایم به خوبی حرکت کنیم که امیدوارم در دو ماه باقی مانده از شش ماهه اول سال بتوانیم سریعتر عقب ماندگی را جبران کنیم.
هر چه بیشتر به مصرف کننده نهایی نزدیکتر شویم بهتر است و برای این منظور باید ابزارهای معرفی بیشتری را استفاده کنیم.
در این رولها یک رقیب اصلی داریم که با کم فروشی قیمتها خودش را پایین آورده است. اگر همه چیز خوب پیش برود دو سال بعد اگر از او جلوتر نباشیم حداقل در بالاترین سهم بازار با هم مساوی خواهیم بود.

خیلی دلم میخواست حالا که روی مبحث بازاریابی دیجیتال کار میکنم میتوانستم از این ابزارها برای محصولات خودمان نیز استفاده میکردم اما چه کنیم که هم پیام رسان (مثلا شرکت خود ما) هم مخاطبان پیامها به دلیل فیلتر بودن ابزارهای کار بازاریابی دیجیتال با محدودیتهایی مواجه هستند. مگر اینکه از ابزارهای مشابه ایرانی که محدودیتهایی از نظر مخاطب دارند استفاده کنیم.
فعلا که تصمیم دارم از بازاریابی دیجیتال برای انجام بازاریابی برای خارج از کشور استفاده کنم. ترجیحا شرکتهای ایرانی که صادرات دارند و یا خود شرکتهای خارجی تا عملا تجربه خودم را غنی تر کنم و بیشتر و بیشتر از چم و خم کار و محدودیتهایش اطلاع حاصل کنم.
قصد دارم برنامه جدی هم برای نهایی کردن کتاب برون سپاری بر اساس مدل خودم و کتاب جدید قیمت گذاری هم تنظیم کنم و از شر کار ناقصی که تمام شدنش طولانی شده باشد رها شوم. همیشه هم کاری که طول بکشد عذابم میدهد.
تصمیم دارم برای کنفرانس بازاریابی هم مقاله ای در خصوص بازاریابی دیجیتال تنظیم کنم ولی اول باید کتاب برون سپاری را تمام کنم بعد برای استراحت هم که شده برم سراغ مقاله بعد برگردم سراغ کتاب قیمت گذاری.

پ.ن: طی جلسه حضوری که با مدیر یکی از شرکتهای برگزار کننده کنفرانسهای موفق کشور در دفترم داشتم مطلع شدم که نخستین کنفرانس بازاریابی دیجیتال در حال متولد شدن است. دبیری این کنفرانس را به بنده پیشنهاد کردند. کار سنگینی است. امیدوارم به خوبی از عهده آن بر بیایم. ظاهرا قرار است در اواخر پاییز برگزار شود. منتظر خبرهایش باشید.


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

به دنبال تغییر قیمتها در فرمهای بهم پیوسته خوشبختانه برخی مسائل فنی و کیفی محصولاتمان به ما کمک کرده است تا در گسترش سهم بازار بهتر برنامه هایمان را پیش ببریم. تمایز امتیاز بزرگی است که در طول سالیان گذشته برایش بهای زیادی پرداخته ایم و اینک بیش از گذشته به کارمان می آید. خوشبختانه در بازار کاغذ ایران “برند” شناخته شده ایرانی خیلی کم داریم و این به ما کمک میکند با سهولت بیشتری از برتری برند رادان نسبت به سایر برندها و یا محصولات بی نام استفاده نموده و در بازار پیش برویم.
این سهولت به این معنا نیست که مانند یک لیوان آب خوردن و یا در یک چشم بر هم زدن به همه هدفهایمان برسیم بلکه منظور من این است که با هزینه و زمان کمتری خواهیم توانست هدفمان را محقق کنیم.
از طرفی چون تنها شرکتی هستیم که در چند گروه محصول کاغذهای اداری فعالیت میکند باید حواسم را به چند بخش مختلف متمرکز کنم که انرژی زیادی میطلبد. من هم که عاشق کار هستم. کاری که نتیجه مورد انتظارم را بدهد هیچ وقت خسته ام نمیکند.
کسب و کار همیشه جدی است خصوصا زمانی که رقیبی یا برای حفظ بقاء و یا برای تهدید بقای دیگران دست به اقدامات تحریک آمیزی بزند.

گاها با خودم فکر میکنم این وبلاگ اگر توسط رقبا رصد میشد چقدر وسیله خوبی بود که گرای اشتباهی با آنها بدهم.

به دنبال تغییرات قیمت در ایام اخیر خوشبختانه بسیاری از رقبای ضعیف به دام کاهش قیمت به شرط کاهش کیفیت دچار شده اند و این بسیار برایمان مغتنم و مبارک است!!
یکی از مشکلاتی که در حال حاضر سرعت ما را کند کرده است نبود ابزار اطلاع رسانی سریع و مناسب است که البته برای همه ما و رقبایمان عمومیت دارد.
قریب ۹۸ درصد مخاطبین فروشندگان مجدد (فروشگاههای عرضه کننده) در سراسر کشور ایمیل ندارند و بیش از ۶۰ درصد آنها به سراغ اینترنت نمیروند!! و ترجیح میدهند لیستهای جدید قیمت و یا هر خبر دیگری به صورت مکتوب و حاضر و آماده به دستشان برسد. نسبت به فکس هم تمایل زیادی ندارند چون کیفیت فکسها همیشه ۱۰۰% نیست و به کار مراسلات چند صفحه ای نمیخورد و اگر سطری به دلیلی ناخوانا باشد درخواست ارسال پستی آنرا میکنند. سرویس تلفن و فکس گویا ما با همین مشکل مواجه شد.
با پیام کوتاه هم که نمیتوان اطلاع رسانی کرد و فقط میتوان با خبرشان کرد!
میماند سرویس قدیمی که همان پست است. پست هم خوب از این آب گل آلود ماهی میگیرد. برای پستهای عادی هیچ تظمینی برای وصول مراسالات وجود ندارد و باید دست به دامن پست پیشتاز ۳۰۰ تومانی یا پیشتاز دو قبضه ۱۰۰۰ تومانی شد که هزینه زیادی برای اطلاع رسانی انبوه و مکرر میباشد.
در هر حال فعلا با همین ابزارها پیش میرویم تا بعد از فعال شدن پورتال خاص اینترنتی مان آنها را مجبور کنیم به خاطر منافع خودشان هم که شده از آن استفاده کنند.
تا اینکه فرصتی پیدا کنیم و طرحی در این خصوص بیاندیشیم.

اینکه استاندارد خودرو یکسال عقب افتاد خیلی برایم عجیب بود.
آن هم در کشوری که بالاترین نرخ تصادفات رانندگی را دارد. در شرایطی که بسیاری از کالاهایی که تاثیر کمتری در به خطر افتادن جان انسانها دارد مشمول استانداردهایی هستند که گاها حتی با توقف تولید جهت انتظار اخذ نشان استاندارد نیز مواجه شده اند.
بخصوص اینکه در رسانه ها اعلام شد که حتی سیلندرهای گاز خودروهای گاز سوز نیز استاندارد ندارد! که بیشتر برایم عجیب بود.

چند وقتی است PDA مدل جسجار که داشتم دیگه کاملا از کار افتاده و لنگم گذاشته است.
اگر تجربه استفاده از کامپیوترهای جیبی را داشته باشید و از آن کار کشیده باشید میدانید که نمیتوانید آنرا به بهترین گوشیهای موبایل هم ترجیح دهید.
برای همین به بررسی مدلهای مختلف HTC پرداختم ولی هنوز نتوانستم یکی را انتخاب کنم چون قیمت مدلی که صفحه نمایش مناسبی داشت و شبیه آی فون هم بود حدود ۸۰۰ هزار تومان است که البته صفحه کلید هم ندارد و مدلهای دیگر صفحه نمایش بسیار کوچکی دارند که به کار من نمی آید.
راهی که به نظرم رسید جدا کردن موبایل از PDA است و تهیه یک PDA که قابلیت تلفن همراه را ندارد و قیمتش با مشخصات فنی مورد انتظارم نصف قیمت مشابه تلفن دار آن است. اکثر PocketPC های مدل HP (Ipaq سابق) چنین هستند.
اما ایراد کار این است که باید دو وسیله همراه داشته باشم.
یک راهش هم این است که الگوی مصرفم را اطلاح کنم و کلا از راه حل دیگری استفاده کنم.
اگر از شما دوستان کسی در این خصوص تجربه و یا اطلاعاتی دارد و یا شناختی از قابلیتهای وسایل مختلف دارید(بخصوص انواع فاقد قابلیت تلفن همراه) که میتواند مرا کمک کند ممنون میشوم راهنمای کنید. (سایتهایشان را دیده ام. دنبال تجربه ایرانیان میگردم(


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید