سلام دوستان صمیمانه فرا رسیدن سال نو و نوروز این عید سعید باستانی را خدمت یکایک شما عزیزان تبریک عرض نموده و سالی پر از سلامتی و شادی و برکت را برایتان آرزو میکنم. امسال جای پدر همسر گرامیم در نزد ما خالی است. خداوند به همه عزیزانمان طول عمر عطا فرمایند. سال ۹۱ خیلی سریع برایم سپری شد. واقعا امروز که داشتیم حسابها و سال مالی را میبستیم باورم نمیشد که داریم کارهای پایان سال را انجام میدهیم. سعی خواهم کرد در سال ۹۲ بیشتر بنویسم. به شرط آنکه شما ها نیز بخوانیدش و برایم نظر هم بنویسید تا بدانم که خواننده ای دارد هنوز. سال پر هیجانی پیش رو داریم. برای همه شما و خودم آرزوی موفقیت و سربلندی دارم.


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

حادثه غم انگیز زلزله آذربایجان را به تمامی هموطنان بخصوص هموطنان آذری زبان تسلیت عرض میکنم.


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

تا آمدم چند خطی بنویسم دیدم نوشته هایم انتقادی شد.
انتقاد برای چه کسی؟ اصلا انتقاد بکنم که چه شود؟ که کس دیگری غرهایم را بشنود؟
کسی هم توجهی میکند؟ سر انجامش جز معترض بودن نیست.
پس همان بهتر که اینجا فیلتر باشد که هم من نتوانم بنویسم هم کسی نتواند بخواند.
من هم به خودم زحمت رد شدن از فیلترینگ و … را هم نمیدهم.


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

بالاخره بعد از مدتها چشمم به جمال وبلاگ خودم روشن شد. این فیلترینگ خیلی روی کارهای نشر دیجیتالم تاثیر گذاشته است.

افزایش شدید و ناگهانی قیمت ارز بازار و اقتصاد را با شوک بزرگی مواجه کرده است. در این سالها ارتباط ریال و دلار کنترل شده بوده است برای همین نمیدانیم تا کجا قرار است افزایش ادامه یابد و یا اگر اتفاقی در دنیا افتاد آن اتفاق چه انعکاسی در داخل خواهد داشت ولی به هر حال همه اقتصاد ما روی نرخ دلار و سکه نمی چرخد ولی نفت چرا.
به هر حال اگر به همین منوال پیش برود فرصت خوبی هم برای صادرات فراهم میشود چرا که عملا قیمت کالای ایرانی در بازار خارجی بسیار پایین می آید به شرط آنکه خط تولیدی زنده باشد و بتواند محصولی برای صادرات عرضه کند.
خبرهای بحرانهای منطقه هم فعلا داغ هستند. به نظرم شاید اگر اتفاق تازه ای رخ ندهد و شرایط همینی که امروز هست باقی بماند تا اردیبهشت سال بعد (یعنی تا رفع خماری تعطیلات نوروز و اثرات بعد از تعطیلات در بازار) باید با احتیاط گام برداریم چون از فردای فعالیت اقتصادی خود بی خبر هستیم.
تولید کنندگانی که مثل ما وابستگی بسیاری به واردات دارند (همه کاغذهایی که ما روی آنها فعالیت تکمیلی انجام میدهیم وارداتی هستند) بیشترین آسیبها را از نوسانات اخیر می بینند و هیچ قدمی هم از طرف دولت برای حمایت برداشته نمیشود. دود این آسیبها به چشم بانکها نیز خواهد رفت که میمانند با شرکتهای تولیدی بدهکاری که نمیتوانند اقساطشان با بپردازند چه کنند.
چقدر خوب که حداقل به بانکها بدهکار نیستم وگرنه فشار عصبی آن در این شرایط واقعا سنگین است.
در این مجال خبر راه اندازی واحد البرز شرکتمان را هم اگر خواستید اینجا بخوانید.
بد موقعی راه اندازی کردیم انگار! 🙂


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

از فرصت استفاده کرده و قبل از هر چیز فرا رسیدن سال نو که همزمان با آغاز دهه ۹۰ میباشد را به یکایک شما دوستان و عزیزانی که همیشه انتقادها و تشویقهایتان را از من دریغ ننموده اید تبریک عرض نموده و امیدوارم سال آینده و بخصوص ده ۹۰ برای شما و خانواده محترمتان سرشار از شادی و سلامتی و موفقیت و برکت باشد.

امیدوارم آرزوهایتان بزرگ و بزرگتر شده و هم آنها یکی پس از دیگری و هر جا هم که خودتان دوست داشتید همه یا چندتایشان باهم، تحقق یابند.

دو هفته قبل به مراسم نخستین برنامه تجلیل از پیشتازان کیفیت کشور که ۱۹ اسفند در سالن همایشهای صدا و سیما برگزار میشد دعوت شده بودم. دعوت شدن من به آن فضایی که همیشه چه با دیدن پیش کسوتان پیشرو و چه با دیدن شرکتهای پولدار پس رو (مثال ادب از که آموختی از بی ادبان) مرا دوباره به حال و هوای اوایل دهه ۸۰ برگرداند که به تازه در این مسیر حرکتمان را آغاز کرده بودیم و این برنامه ها که امیدواری و رضایت از عملکرد خودم را را در من زنده میکند بسیار برایم غنیمت است بخصوص اینکه از سال ۹۰ موج جدید توجه به کیفیت و بهره وری در شرکتم ایجاد خواهد شد.

یکی از اشکالاتی که این جشنواره داشت تقدیر از شرکتی بود که هنوز قدمت حضور محصولش در بازار به یک سال نمیرسد. تعجب میکنم که چگونه ارزیابی دقیقی از محصول آن و بررسی فیدبک های بازار محصول آن شرکت داشتند.
یکی از بهترین لحظات این مراسم تجلیل از جناب آقای دکتر ابیلی یکی از برجسته ترین اساتید مبحث مدیریت کیفیت خدمات بود. ایشان را هرگز با برخی اساتیدی که اتفاقا از خارج از کشور هم برای تدریس مدیریت خدمات دعوت میشوند و جز مباحث ۳۰ سال پیش حرف جدیدی برای گفتن ندارند قابل مقایسه نمیدانم. برایشان سلامتی و طول عمر آرزومندم.
به همین بهانه چند خطی مینویسم.
از سالها پیش کیفیت را بر مبنای ۴M استوار میدانند. ۴ حرفی که از ابتدای حروف انگلیسی ماشین، نیروی انسانی، مدیریت و روشها تشکیل شده اند. من شخصا امروزه بر این عقیده هستم که کل کیفیت فقط در مدیریت و البته نه در خود مدیریت بلکه در ذهنیت و رویکرد مدیریت هر سازمان تعریف میشود و بس. به عبارتی شاید برای اولین بار باشد که کسی مطرح میکند دیگر ۴M تاریخش گذشت و باید به M به توان ۲ یعنی Management Mentality پرداخت. تمامی فعالیتهای مربوط به کیفیت و تمامی عوامل تاثیر گذار در کیفیت از همین عامل سرچشمه میگیرند. و چقدر هم از پرورش آن در جامعه غافلیم.

اگر بخواهم به عوامل محیطی اشاره کنم باید عرض کنم که توسعه یافتگی که خود ناشی از ذهنیت سران و رهبران و مدیران و خلاصه کلام تصمیم گیرندگان جامعه است تاثیر بسزایی به عنوان عامل محیطی در اجرا و پیاده سازی برنامه های توسعه خدمات دارد وپیاده سازی استانداردهای ایزو ۱۰۰۰۳ هم بدون آن کاری پیش نخواهد برد. درست زمانی که خیلی ها تصور میکنند با گرفتن گواهینامه ایزو ۹۰۰۰ کار تمام است بر عکس آن اتفاق افتاده است و تازه کار اصلی از آن لحظه شروع میشود.
حوصله تان را سر نمیبرم.

برنامه هایی را برای ارتقای فروش و بازاریابی از طریق بهبود نظام مدیریت کیفیت شرکت دارم که امیدوارم از سال ۹۰ که اولین سال دهه ۹۰ است بتوانم تک تک آنها را تحقق بخشم. قرار است که امسال بیشتر شد کنیم. دو دستگاه از ماشین آلات مورد نیاز برای تولید فرم را هم خریداری کرده ایم که بیشتر ما را در مقابل رقبایمان رقابتی تر خواهد کرد. بهبودهایی هم در مدیریت انبار و ارسال سفارشات داشتیم علیرغم آنکه تجارب بسیار خوبی نیز در زمینه تولید کاغذهای کاربن لس بدست آوردیم که قطعا در دهه آینده با استحکام بیشتری در بازار مطرح خواهیم شد.

در آخرین هفته هم که مورد اظهار لطف حوزه مالیاتی برای ارزیابی اسناد مالی قرار گرفتیم و بار دیگر به این نتیجه رسیدیم که اصولا اداره دارایی کاری با عملکرد ندارد بلکه مالیات هر سال باید نسبت با مالیات پرداختی سال قبل رشد حدود ۲۰ الی ۳۰ درصدی داشته باشد. با این وضعیت نمیتوان ادامه داد. به هر حال یک جایی باید جلوی این حلقه معیوب گرفته شود. برای رفع همیشگی مشکل مالیات بر درآمد شرکت باید فکر اساسی تری بکنم. از تجربیات دوستانم کمک خواهم گرفت.


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

بالاخره تنبلی را کنار گذاشتم تا دوباره بنویسم. البته اگر راستش را بخواهید تنبلی هم در کار نبود. وقتی فکر درگیر چند جنبه حیاتی میشود و استرس هم چاشنی کار میشود حوصله زیادی برای نوشتن نداشتم.
به هر حال بعد از کش و قوس های زیاد تقریبا هدفمند شدیم! گرچه کارمان به اینجا تمام نشده است و هر روز شاهد تغییر نرخ در گوشه ای از عوامل تاثیر گذار در بهای تمام شده محصولاتمان هستیم (از نرخ شیر گرفته که با تاثیر مستقیم در زندگی کارکنانمان به طور غیر مستقیم در راندمان شرکتمان تاثیر میگذارد) تا گازوئیل و کرایه تاکسی و … و این یعنی محاسبات بهای تمام شده دائما در حال آماده باش هستند.
اما از طرف دیگر رفتار خریداران نیز محتاطانه شده است. با اینکه میدانند خرید امروز ریسک افزایش قیمت خرید آینده را پوشش خواهد داد ولی فعلا مراقب نقدینگی خود هستند.
وضعیت بازار اصلا مثل زمستان سالهای گذشته نیست و سفارشات محدودتر شده است و البته در فروش هم کمی خود ما سیلی نقد را به حلوای نسیه ترجیح داده ایم تا جلوی خسارتهای چکهای برگشتی را بگیریم ولی به هر حال سیستم همیشه نشتی های محدودی دارد و خواهد داشت و اجتناب ناپذیر است چرا که نمیتوان ماشینی رفتار کرد. به هر حال هر مشتری رفتار فراخور خودش را دارد و از طرفی نیز نمیتوان رفتار متفاوت او را پیش بینی کرد.
در هر حال امروز روان تر داریم کار میکنیم و ار استرسهای نوسان قیمتها کمی رهایی یافته ایم. انتقال افزایش بها به محصول نهایی را نمیتوان مانع شد و از نظر منطقی هم مشکلی با هیچ سازمانی نداریم و خوشبختانه به خاطر مدیریت برندی که همیشه سعی کرده ام در طول مدت فعالیت داشته باشیم کمتر از دیگر رقبا دچار آسیب ناشی از انتقال افزایش قیمت شده ایم.

در این مدت افتخار عضویت اتحادیه صادرکنندگان صنعت چاپ ایران هم نصیبم شد و عزیزان مرا به جمع خودشان دعوت کردند.
متاسفانه در حال حاضر شرایط برای رقابت با رقبای خارجی در بازارهای خارج از کشورمان شرایط برابری نیست . درست است که واحدها و بنگاههای اقتصادی دارند خودشان را با هدفمند شدن یارانه ها تطبیق میدهند ولی فضای کسب و کار هنوز تطابق نیافته و به دلیل رقابتی و ازاد نبودن آن بنگاههای اقتصادی را در منگنه قرار داده است. تا زمانی که نرخهای بهره بانکی، نرخهای مالیاتی و اساسا نظام مالیاتی و روشهای محاسبه و اخذ مالیات، نرخهای جاری ارز، شفاف سازی اطلاعات تجاری و اقتصادی، فراهم بودن بستر رانت خواری و … و در نهایت نظام تعرفه گمرکی اصلاح نشود نمیتوان انتظار داشت که فضای کسب و کار آزاد و رقابتی شود و تا این اتفاق نیفتد جهش و حرکی در صادرات صنعتی کشورمان رخ نخواهد داد.

تغییرات کشورهای لبنان و سودان و تونس و تغییرات برخی کشورهای آفریقایی هم به نظرم کم اهمیت نیستند. گرچه از تجزیه و تحلیل آنها عاجزم ولی همزمانی برخی تغییرات جالب توجه به نظر میرسد.
همین که مشکلات واحد خودمان را برطرف کنیم و بتوانیم رشد را ادامه بدهیم کافی است که کل وقتمان را بگیرد.
برگزاری یک دوره تفکر سیستمی را هم دنبال میکنم که با نهایی شدن آن خبرتان خواهم کرد. این مبحث به قدری برای من جذاب است که اگر هر روز هم در موردش دوره و … برگزار کنم باز حرفی برای گفتن خواهم داشت و هیچ وقت از مطالعه در این خصوص خسته نمیشوم. این چند روزی که کمی به آرامش فکری رسیده ام شاید فرصت خوبی باشد که دوباره مطالعاتم را از سر بگیرم.

فعلا که علیرغم مشکل نقدینگی همیشگی گوش شیطان کر در وضعیت با ثباتی هستیم که میتوانیم به محض اطمینان از فروکش کردن تغییرات فضای کسب و کار، حرکتمان را ادامه دهیم.

این بار زودتر خواهم نوشت. الان که نوشتم احساس کردم کاش زودتر مینوشتم. وقتی مینویسی گفتنی های زیادتری برای نوشتن پیدا میکنی.


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

قبل از آنکه بخواهم در خصوص عنوانی که نوشته ام بنویسم اجازه دهید مجددا اعتراضی بکنم به وضع پست کشور.
همچنان که نامه های عادی بای دیفالت!(خارجی شد ببخشید) به دست گیرنده نمیرسند نامه های پیشتاز هم به بهانه های جالبی برگشت میخورند. این اواخر به دلیلی مجبور بودیم تعداد زیادی نامه همزمان به مخاطبانمان بفرستیم. دلایل برخی مرجوعی ها بسیار جالب بود. مثلا روی یکی نوشته بودند “زنگ نداشت” یا “فاقد پلاک” یا “عدم حضور” و … که واقعا شک کردم نکند در مبدا اینها را نوشته اند.
بگذریم از اینکه من هنوز منطق عدم قبول پاکتهای پنجره دار (پاکتهایی که قسمتی از آن طلق شفافی دارد تا با چاپ آدرس در بالای متن نامه نیازی به درج آدرس اختصاصی هر نامه روی پاکت نباشد و در زمان کمتری نامه های بسیار زیادی آماده ارسال شوند) را نفهمیده ام. در همه جای دنیا از این پاکتها برای ارسال انبوه نامه ها و جلوگیری از ارسال نامه ها به مخاطبان اشتباه استفاده میکنند و حالا این پاکتها چرا نباید در کشورمان قبول شوند بسیار برایم تعجب آور است.
از اینها که بگذریم در داستان تمدید صندوق پستی باز ماجرای پارسال تکرار شد. برای تمدید صندوق پستی ۱۰ هزار تومانی باید ۳۰ هزار تومان تمبر سفارش دهید تا برایتان چاپ شود!!! “آرم یا عکستان را کنار تمبری چاپ میکنیم و اگر نخواهید صندوقتان باطل میشود” خیلی مسخره است که به زور جنسی را بفروشند و حق اعتراض هم نداشته باشی.

برویم سر ماجراهای پر ابهام هدفمند سازی یارانه ها که ذهن بسیاری از مدیران صنایع را درگیر کرده است.
من شخصا معتقدم که حذف شدن یارانه ها از کل اقتصاد کاملا خوب است و اقتصاد ما را کاملا رقابتی میکند. یک تحول واقعی در اقتصاد ما برای رقابتی شدن کالای ایرانی. شرکتهای ایرانی مجبور خواهند بود تولید مقرون به صرفه و با راندمان بالا را مورد توجه جدی قرار دهند.
ولی باز به نظرم این فقط یک بعد قضیه است. و فقط با حذف یارانه ها نه تنها این اتفاق نمی افتد بلکه بر عکس بازارمان را از تولید کننده داخلی گرفته و دو دستی تقدیم وارد کننده میکنیم.
چرا که با حذف کردن یارانه ها علاوه بر آنکه افزایش بهای انرژی چه به طور مستقیم به خاطر تاثیرش در مصرف ماشین آلات تولید و سیستمهای برودتی و حرارتی و یا غیر مستقیم مثل افزایش هزینه های حمل و نقل، افزایش هزینه های زندگی و معیشت کارکنان و … و حتی در کالاهایی که به عنوان مواد اولیه یا تکمیل کننده محصولمان خریداری میکنیم بهای تمام شده را بالا میرود در برخی صنایع حتی محاسباتی را که هنگام سرمایه گذاری مثلا خرید دستگاههای برقی را نسبت به دستگاههای گاز سوز توجیه پذیر کرده بود را کاملا تغییر داده اینک از نظر اقتصادی غیر قابل توجیه میکند که هیچ بلکه خود تولید آن محصول در ایران را غیر اقتصادی میکند.

پایین نگه داشته شدن نرخ ارز باز یکی دیگر از عواملی است که مانع از آن میشود که اهرمهای عرضه و تقاضا خوب کار کنند. شاید امروزه به دلایلی چون تحریمها نیازمند این باشیم که با واردات بیشتر وفور کالا ایجاد کنیم ولی از بین رفتن صنایع و ایجاد بیکاری و به طبع آن نا امید شدن جوانان به این راحتی جبران نمیشود و شاید گرانتر هم تمام شود.

از طرفی دیگر همزمان باید قانونهای کار و نظام تعرفه ای نیز اصلاح شود. چرا که وقتی به یکباره قرار است صنایع در شرایط جدیدی قرار بگیرند (هر چند وعده هایی در خصوص بسته های حمایتی داده میشود و اگر ارقام پیشنهادی را به تعداد واحدها و یا نسبت سرمایه در گردش آنها تقسیم کنید می بینید که رقم قابل توجهی نیست که البته خود آن هم باز نوعی دیگری از یارانه است و فساد دیگری را ایجاد میکند از این لحاظ که شرکتی که یارانه بیشتری (ببخشید حمایت بیشتری) نصیبش شود با رقبایش نامهربان تر خواهد بود یا حداقلش اینکه دیرتر از رقبایش از پای در می آید) و باید شرایط برای کسب آمادگی نیز فراهم شود. چطور که وقتی حرف از پیوستن به WTO میشود صحبت از مهلتهای ۱۰ ساله برای تغییر در عملکرد است بدون آنکه جامعه دچار شوک شود ولی اکنون قرار است یک شبه جراحی پلاستیک شویم؟!

از همه مهمتر بهتر است هم اکنون به جای آنکه ادوات بگیر و ببند را افزایش دهند و بحث بر سر افزایش آرام آرام مالیات ارزش افزوده و برخورد تعزیراتی و افزایش مالیات و … باشد بیایند نظام مالیاتی را اصلاح کنند. نظام بازرسی قیمتها را کلا حذف کنند. عرضه و تقاضا خودش نرخ کالا را تعیین خواهد کرد. اگر کسی گران فروشی کند لطمه به بازار خودش زده و مردم از رقیبش خرید میکنند و یا اگر بتواند با ایجاد تمایز کالایش را بهتر کرده و به واسطه کیفیت بالاتر کالایش را ارزانتر ولی با قیمت بالاتر بفروشد (بالاتر بودن قیمت دلیل بر گرانتر بودن کالا نیست – کالایی میتواند قیمت بالایی داشته باشد ولی مقرون به صرفه تر و ارزانتر از کالایی که قیمتش پایین تر بود باشد) که جای تقدیر هم دارد. در مقابل مراکز عرضه ای مشابه میادین میوه و تره بار رقبای خوبی برای کنترل بازار هستند.
نظام مالیاتی که هنوز مودی را متهم و دروغگو میبیند و به ندرت پیش می آید که اگر سه نفر رقم مالیات یک شرکت را برآورد کنند رقمهایشان با واقعیت مالیات پرداختی به یکی از آنها نزدیک باشد را باید اصلاح کرد. راه حل، حسابرسی مالیاتی و ایجاد هزینه های اضافی برای شرکتها نیست. اگر نظام مالیاتی کاملا قابل محاسبه باشد و هزینه های شرکتها پذیرفته شده و نیازی نباشد که شرکتی از ترس رد شدن هزینه هایش (وقتی ممیز مالیاتی هزینه ای را رد میکند عین آن رقم به عنوان فروش مشمول مالیات میشود) آنها را ابراز نکند و در نتجه فروشش را هم متناسب با آن کتمان نکند دیگر ترسی از بابت اجرای مالیات ارزش افزوده ها و کنترلهای جانبی پنهان و آشکار عملکرد برای پرداخت مالیات وجود نخواهد داشت. اگر مالیات دهنده بداند که مالیات دادن یعنی افزایش زیر ساختهایی که هزینه هایش را کاهش و قدرت رقابتش را با همتای خارجی افزایش خواهد داد دیگر اعتصاب برای قبول نکردن مالیات ارزش افزوده و یا تهدید توسط دولت برای انجام نشدن آن بی معنی میشود.

در همین وضع فعلی بسیاری از واحدهای تولیدی و خدماتی با خطر تعطیلی کامل مواجهند. خود این تهدیدی است برای بانکها چون نخواهند توانست مطالباتشان را از محل قسط وامها وصول کنند و دچار بحران میشوند چرا که کارخانجات بر اساس نرخهای انرژی طراحی شده اند و راندمان پایین نیروگاهها و نرخ بالای انرژی که با راندمان پایین تولید شده است به آنها تحمیل میشود آنها را غیر رقابتی کرده و ناچار به تعطیلی میکند و به نظر من اصلا منطقی نیست که دولت حمایتشان کند. همان بهتر که در عرصه ای از زمان و تاریخ اقتصادی کشورمان بنگاههای فاقد بهره وری حذف شده و بنگاههای بهره ور به شرط حذف واقعی رانتخواری و حمایتهای خاص و … و ایجاد شرایط کاملا مساوی و فضای رقابتی به جای آنها در اقتصادمان متولد شده و رشد کنند. چرا که حمایتهای دولتی جز برای صادرات تولیدات کشورمان خود یارانه دادن و حیف و میل کردن سرمایه برای سرپا نگه داشتن بنگاههای با بهره وری پایین است. در عوض بستر برای سرمایه گذاری فراهم تر شود. عوامل فرار مالیاتی را کاهش دهند. صادرات و تولید را حمایت کنند. با پایین نگه داشتن نرخ دلار واردات حمایت میشود نه صادرات.

آرزو میکنم همه صنعتگران کشورمان با حساب و کتاب دینار به دینار راندمان در فضای باز رقابتی سالم و بدون هر نوع رانت و حمایتها و دخالتهای دولتی مشغول فعالیت بوده و تمام فکر و ذکرشان رقابت در بازارهای بین المللی برای کسب سهم بیشتری از رقبای خارجی شان باشد.
راهی جز خارج کردن نفت ازاقتصاد نداریم. بدتر از آلمان و ژاپن جنگ زده و ورشکسته بعد از جنگ جهانی دوم و ترکیه فعلی بدون نفت که نیستیم.
اگر همه چرخ دنده ها خوب تنظیم شوند فرصت خوبی برای اقتصادمان خواهد بود که از مزیتهای واقعی تولید و مزیتهای نسبی کشورمان برای تولید و تامین بازار دنیا بهتر و بیشتر استفاده کنیم. ولی اگر یکی از چرخها خوب نچرخد کل سیستم از حرکت باز می ایستد. ولی باز هم تکرار میکنم که همه عوامل باید با هم و در تعامل با هم تنظیم شوند.
همه چیز باید بهمدیگر جور بشوند. نمیتوان موتور تراکتور را در شاسی سواری نصب کرد.


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

نوسان قیمت ارز و طلا در بازار طی روزهای اخیر شوکی به بازار وارد کرده است که البته بی سابقه هم نیست.
اگر خاطرتان باشد چند سال پیش نیز چنین شوکی وارد شد طوری که هیچ فروشنده ای جرات فروش انبوه را نداشت و همه خرده فروشی به نرخ روز و تسویه نقدی انجام میدادند چرا که ترس از عدم توان جایگزنی کالا به دلیل رشد ساعتی قیمتها تهدید جدی به حساب می آید.
این سایت را ببینید:
http://www.xe.com/currencycharts/?from=USD&to=IRR
قیمت برابری ریالمان دربرابر دلار در بازارهای جهانی هم تغییر کرده است.
قیمت طلا هم در بازارهای جهانی افزایش بی سابقه ای داشته است طوری که رکورد قیمت جهانی طلا در روزهای اخیر شکسته شد.
طبیعتا بازار داخلی هم بی ارتباط با بازار جهانی ارز و طلا نیست و این موضوعات تاثیر مستقیمی در نوسانات اخیر داشته است ولی از سویی دیگر برخی عوامل داخلی نیز تاثیر گذار بوده است. مثل اعتراض صنف طلا به مالیات ارزش افزوده که اخیرا شامل آن صنف شده است و تعطیلی و نیمه تعطیلی چند روزه بازار طلا فروشان در اعتراض به این موضوع خودش کم اثر نیست.

معمولا این نواسانات به خودی خود به حالت نرم میرسند. در برخی موارد در قیمت بالاتر نوسانات فروکش میکنند در برخی موارد نیز قیمتها به حالت سابق بر میگردند ولی عمدتا بهانه خوبی است که برخی گرانتر بفروشند و به آن وضعیت ادمه دهند ولی بعد از مدتی این عده نیز به علت رقابت وارد گود میشوند و قیمتهایشان را تعدیل میکنند.

در شرایط حاضر به نظرم تولید داخلی منتظر چنین فرصتی بود. چرا که هزینه های توید رشد دارد ولی بهای فروش فعلا رشد قابل ملاحظه ای نداشته است و تولید کنندگان زیادی به کم فروشی و کاستن از کیفیت روی آورده اند. در این شرایط بهانه ای که برای عموم نیز مشهود است و نیاز به توضیح ندارد فرصتی فراهم میکند تا بهای فروش افزایش یابد.
از طرفی دیگر بازار نقد فروشی به بازار نسیه فروشی غالب میشود. این خودش بخصوص برای برخی صنایع (مثل پوشاک) که تسویه حسابهایشان حتی به بالای ۶ ماه نیز میرسد کمک بزرگی است.

ما خودمان سالها قبل وقتی به علت افزایش شدید و ناگهانی قیمت کاغذ مجبور شدیم به خاطر تامین سفارشات از قبل دریافت شده ضرر زیادی را بابت تغییر قیمت متحمل شویم از آن سال سیستم بوک کردن قیمت سفارشات را برقرار کرده ایم که دراین شرایط بسیار کمک حالمان است.

در شرایطی که قیمت دلار گرانتر شود شرایط برای صادر کنندگان بسیار مناسب میشود و میتوانند از نظر قیمت در شرایط بهتری به رقابت بپرداند. ولی کالاهای وارداتی مستقیما گرانتر میشوند.

توصیه من این است که این روزها را دست به نقد تر بفروشید و صبور باشید چون به زودی تعادل برقرار میگردد. تصمیم عجولانه نگیرید.

پ.ن.: چند روز قبل اشکهای آقای کرزای رئیس جمهور افغانستان را در اخبار دیدم که به حال آموزش کشورش گریست. دلسوزی او نسبت به مردم کشورش و احساس مسئولیتش و حس وطن پرستی او برایم قابل ستایش است.


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

قطع شدن برق واحدهای صنعتی در اوج ساعات کار در این اوضاع و احوال هم قوز بالای قوز است.
در روزنامه امروز خواندم که وزیران محترم صنایع و نیرو به توافق رسیده اند و از واحدهای صنعتی خواسته اند فعلا تحمل کنند.
زمانی که در خوشبینانه ترین حالت حساب بانکی تان برای مخارج عادی کافی باشد و نگران پاس کردن چکها نباشید و بدهی هم بابت قسطهای وامها به بانک نداشته باشید باز مجبور هستید حقوق ماهیانه کارکنان را سر ماه واریز کنید، هزینه های ثابت برق و آب و گاز و تلفن و … حق بیمه و … را به موقع واریز کنید و اگر تاخیر داشته باشید با جریمه هایی مواجه خواهید شد. در آن صورت استانه تحمل صنایع مختلف متفاوت خواهد بود.

به قول ضرب المثل معروف اول سوزنی به خود زنید بعد جوالدوزی به دیگران.
اگر قرار است سفارشات به دلیل نبودن برق و امکان تولید که اگر کنسل نشوند(خریدار از خیر کالای ایرانی بگذرد و کالای وارد شده دپو در انبار واد کننده را ترجیح ندهد) به تعویق بیفتند دیگر چگونه میتوان از عهده سررسید پرداختها بر آمد؟

پیشنهاد تولید بعد از ساعت ۱۰ شب هم مشکلات خودش را دارد. قطعا نرخ ساعت کار در ساعات رسمی و اضافه کاری تفاوت آشکاری دارد ضمن آنکه همه هم نمیتوانند در آن ساعت به محل کار آمده و کار کنند. بگذریم از اینکه عوارض احتمالی ناشی از کم خوابی یا بیخوابی ممکن است چه حوادثی را برای کارکنان پیش بیاورد. تصور کنید مسائل و مشکلات خانمی را که مجبور است ساعت ۹ شب از منزل خارج شده و به کارخانه برود!

در هر صورت صاحبان صنایع اگر تحمل نکنند چکار میتوانند بکنند؟ نمیشود که فشاری به فشارهای جامعه افزود. مدیران صنایعی که همیشه با دلسوزی علیرغم همه مشکلات به جامعه خدمت کرده اند و چرخهای تولید و اشتغال را به حرکت در آورده اند با مشکل بی برقی هم این کار را خواهند کرد.

ولی وزیران میتوانستند به جای وعده زمین برای ساخت نیروگاه، مثلا تسهیلات مالی با نرخ ارزان را برای جبران خسارتهای واحدهای صنعتی پیشنهاد دهند. حداقل تحمل مشکلات با همدلی آسان تر است.

پیشنهاد میکنم وزارت خانه را (فقط ساختمان مرکزی مثلا) به مدت یک هفته بدون اجازه مرخصی برای کسی اجبارا از ساعت ۱۰ شب تا صبح برگزار کنند و کارکنانشان را مجبور کنند تا در همین ساعت سر کار حاضر شده و کارهای اداری شان را انجام دهند.

این مقاله همشهری را هم بد نیست بخوانید: http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=119357


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

بالاخره بعد از مدتها نوشتم. علت تاخیر این بود که وقتی میخواستم بنویسم فکرم درگیر بود و چیزی برای نوشتن نداشتم و وقتی موضوعی به نظرم میرسید که به درد نوشتن میخورد فرصت نوشتن را آنقدر از دست میدادم که آن مطلب به درد نوشتن نمیخورد.
به هر حال امروز دیگه تصمیم گرفتن هر طوری هست چیزی بنویسم.

از شانس خوب صفحه اقتصادی روزنامه ۵ شنبه همشهری پر بود از سوژه. از دو نیم برابر شدن قیمت برق گرفته تا خبر مربوط به انتقال کارکنان دولت از تهران به شهرهای دیگر.
این آخری برایم خیلی عجیب می آید که حاضر هستند با دادن رتبه و افزایش حقوق و وام مسکن کارکنان را تشویق کنند که به شهر دیگری مهاجرت کنند.
با خودم فکر میکردم که اگر واقعا این کارکنان بروند به هر حال از شهرهای دیگر افراد دیگری جای آنها را خواهند گرفت. مگر اینکه احساس شوند این افراد زیادی! هستند و بود و نبودشان فرقی نمیکند و چه بهتر که از تهران بروند. در آن صورت هم که دیگه بدتر. اگر اینفدر کارمند اضافی داریم پس داریم اولا با به کار گرفتن نیروی مازاد که موجب کاهش راندمان کار میشود بروکراسی بیشتری ایجاد کرده ایم که هزینه بیشتری را به استفاده کنندگان سرویسها و خدمات دولتی تحمیل کرده ایم و از طرفی هزینه حقوق اینها را باید از بیت المال پرداخت. پس باز این کار خالی از اشکال نیست.

یک موضوع دیگری که برایم جالب بود نام بانک شهر است که به انگلیسی سیتی بانک نوشته میشود. در حالیکه دقیقا همنام یک بانک آمریکایی میشود. گرچه اینکه چرا بانکهایی مثل بانک ملی را به انگلیسی مثلا ملی بنک نمی نویسند هم برایم جالب است.

در هر صورت از اینها که بگذریم در شرایط حاضر اوضاع افزایش قیمت کاغذ موضوعی است که باعث شد امثال کمی دیرتر از هر سال قیمتهایمان را مشخص کنیم. گرچه قیمت جهانی کاغذ از تقریبا دو ماه قبل حدودا ۱۰-۱۵ درصد افزایش داشته ولی افزایش قیمت کاغذ در بازار ایران حتی به ۳۰ درصد میرسد.
آنطور که پیداست مسائل اقتصادی سال جاری بیش از سالهای قبلی خواهد بود.


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید